طراحان و توسعه دهندگان وب سایت
نویسندگان درمجله سئو

مجله سئو

52 نوشته ها 3 دیدگاه
مجله سئو با هدف انتشار اخبار و مقالات جهت بروزرسانی و پیشرفت سایت و برای استفاده مدیران سایت بنا شده است. این سایت متعلق به گروه W3Developers است. با ما همراه باشید تا هر آنچه که در رابطه با مدیریت حرفه ای سایت باید بدانید را فرا بگیرید. در این خصوص می توانید به سایت W3Ceo.ir نیز مراجعه کنید.

0 0

اهمیت سئو خارجی و بک لینک سازی

سئو خارجی
سئو خارجی

سئو خارجی ( Off Page SEO ) جزو مهمترین فاکتورهای سئو است. اعتبار و ارزش یک سایت مخصوصا در نظر موتورهای جستجو با سئو خارجی تامین می شود.سئو خارجی به کلیه فعالیت هایی گفته می شود که در خارج از وب سایت انجام می شود.

تعریف سئو خارجی

سئو خارجی به مجموعه عوامل و فاکتورهایی که مربوط به خارج از محیط سایت است گفته می شود. Off Page SEO از دید موتورهای جستجو اهمیت بسیار بالایی دارد.

در واقع میزان محبوبیت و نفوذ یک سایت در سطح وب با Off Page SEO مشخص می شود. اگر همه این عوامل با روند طبیعی انجام شود نتیجه بسیار خوبی خواهد داشت.

البته به این نکته نیز باید توجه داشت که خاص بودن و نفوذ در سطح وب در شرایط فعلی برای یک سایت معمولی بسیار سخت است. در این حالت باید خودمان دست بکار شویم و سئوی خارجی را انجام دهیم که مهمترین اصل Off Page SEO در طبیعی بودن یا حداقل طبیعی نمایش دادن آن است.

باید Off Page SEO به نحوی انجام شود که موتورهای جستجو آنرا غیر طبیعی تشخیص ندهند.

سئو خارجی سایت

سئو خارجی سایت امری تخصصی و حساس است که حتما باید توسط متخصص سئو انجام شود.

عدم رعایت اصول Off Page ممکن است باعث پنالتی شدن سایت شود که جبران این مشکل حتی از سئو کردن یک سایت نوپا نیز سخت تر است. گوگل در صدر موتورهای جستجو به طبیعی بودن لینک بیلدینگ اصرار زیادی دارد.

این سیر طبیعی باید به نحوی صورت پذیرد که مطابق با الگوریتم های غربال محتوا باشد. توجه به زمان ، روند ، ساختار و تناسب در سئو خارجی سایت اهمیت ویژه ای دارد و نمیتوان از آن چشم پوشی کرد.

در صورتی که سئو داخلی سایت به درستی انجام شود بر روی عوامل دیگر مانند Page Authority , Domain Authority , Trust Rank , Page Rank , Site Value و … نیز تاثیر گذار هستند. رشد در موارد ذکر شده شده به رشد و بهبود نتایج موتورهای جستجو تاثیر زیادی دارد.

فاکتورهای سئو خارجی

فاکتورهای سئو خارجی به بیش از 200 مورد می رسد که هر روز نیز به تعداد و تنوع آن افزوده می شود. مهمترین فاکتورها در Off Page SEO به لینک بیلدینگ ، کسب اعتبار و قدرت برای سایت ، برندینگ و شبکه های اجتماعی مربوط می شود.

سایر فاکتورها نیز مکمل بوده و همه آنها با هم مجموعه فاکتورهای Off Page SEO را تشکیل می دهند. در واقع با شناخت این موارد خواهیم دانست کهسئو چیست و چکار باید کرد.

اهمیت سئو خارجی

با توجه به اینکه موتورهای جستجو مخصوصا گوگل به Off Page اهمیت بالایی می دهند توجه به این موضوع لازم است.

در واقع گوگل به الگوریتم ها و سیستم های غربال محتوای خود بسنده نمی کند و از سایت های دیگر برای ارزش دادن به یک سایت و دخالت آن در SERP استفاده می کند.

 

لینک سازی و اهمیت آن در سئو خارجی

لینک بیلدینگ یا لینک سازی به مجموعه فرآیند های گفته می شود که شما انجام می دهید تا بک لینک های معتبر از دیگر سایت ها دریافت کنید. لینک بیلدینگ پرکاربردترین و تاثیر گذارترین عامل رتبه بندی در بهینه سازی خارجی یا سئو خارجی به شمار می‌رود. لینک سازی معمولا با فوکوس روی عبارات یا کیورد های خاصی انجام می گیرد.

یکی از روش های دریافت بک لینک تولید محتوای اختصاصی و ناب می باشد.برای مثال وقتی شما مقاله در زمینه روش های کاهش وزن منتشر می کنید،تعدادی از کاربران سایت شما این مقاله را در شبکه های اجتماعی با دوستان خود به اشتراک می گذارند یا از طریق سایت و یا وبلاگ خود به مقاله شما لینک منبع می دهند.درواقع با این کار به گوگل گوشزد می کنیم که این صفحه دارای اطلاعات معتبر و مفیدی است.

از روش های دیگر دریافت بک لینک می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • خرید بک لینک
  • رپورتاژ خبری
  • وبلاگ نویسی
  • کامنت گذاری در سایت‌ها
  • ارسال پست در انجمن‌ها
  • ثبت سایت در دایرکتوری‌
  • شرکت در سایت‌های پرسش و پاسخ
  • و…

در صورت تمایل می توانید موارد بالا را به ما بسپارید. جهت انجام سئو خارجی سایتتان با سئو مسترز تماس بگیرید.

دیجیتال مارکتینگ چیست

Digital-Marketing
Digital-Marketing

دیجیتال مارکتینگ به مجموعه از فرآیند های فروش محصولات گفته می شود که چندین روش را در بر می گیرد. در دیجیتال مارکتینگ، اینترنت و فضای مجازی تنها یک روش برای فروش محصولات محسوب می شود.

به عبارت دیگر، روش های بازاریابی، فروش محصولات و ارائه خدمات از طریق سه کانال اینترنت، تلویزیون و تلفن همراه صورت می گیرد. در زیر هر یک از این روش ها را بررسی می کنیم.

دیجیتال مارکتینگ فرآیندی مفصل و پرشاخه و برگ است؛ چند نوع روش برای انجام بازاریابی دیجیتالی وجود دارد که نسبت به سایر روش ها متداول تر است و تجربه ثابت کرده است تاثیرات چشمگیرتری داشته اند :
۱ –  بهینه سازی موتور های جست وجو ( سئو )
۲ –  بازاریابی شبکه های اجتماعی
۳ –  تبلیغات کلیکی
۴ –  ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی

بزرگترین شبکه تبلیغات در دیجیتال مارکتینگ، اینترنت است.

در این روش محصولات و خدمات به شکل گسترده ای تبلیغ و معرفی می شوند. مشتریان و مصرف کنندگان نیز در سطح وسیع می توانند به راحتی به اطلاعات و داده هایی که با استفاده از روش دیجیتال مارکتینگ در اینترنت منتشر شده است، دسترسی پیدا کنند.

متداول ترین روش تبلیغات در دیجیتال مارکتینگ استفاده از تلویزیون می باشد.

این رسانه به دلیل داشتن مخاطبان از تمامی اقشار جامعه، می تواند به راحتی به هدف مورد نظر دست پیدا کند. در روش اینترنتی به امکانات خاصی نیاز است. در حالی که در این روش، مصرف کننده ها حتی در دورترین نقاط روستایی و با هر سطح سوادی به راحتی تبلیغات را دریافت کنند.

استفاده از پیامک ها و ارسال آنها در حجم انبوه یکی از جدیدترین روش های تبلیغات محسوب می شود.

در این روش باید نام تجاری محصولات به صورت تک تک به مشتریان ارسال شود. از جمله مزایای این روش، تاثیرگذاری یکباره بر مشتریان است. اما این روش نباید به صورت مداوم و پیوسته باشد. زیرا موجب دلزدگی مصرف کنندگان از حجم زیاد پیامک ها می شود.

 جهت انجام خدمات دیجیتال مارکتینگ کلیک کنید

 

چرا باید برندسازی کنیم؟

برندینگ
برندینگ

دنیای امروز دنیای دیجیتال است، دانش توسط تکنولوژی مسیری متفاوت را طی کرده است و توانسته به بسیاری از حوزه ها وارد شود. برای ورود بر این حوزه بهتر است تا با مفاهیم آن بیشتر آشنا شوید؛ در ادامه این بخش از سری مقالات مدیریت کسب‌و‌کار سعی داریم تا برخی از این مفاهیم را برای شما بیان کنیم تا با بیشتر با اصول و مفاهیمبرندینگ آشنا شوید. یکی از مهمترین عوامل برای ایجاد یک تصویر مناسب در ذهن مشتریان برند می باشد که با استفاده از تحقیقات بازار و بررسی جامعه هدف و مشتریان بتوانید به درک مناسب برسیم، برای جذب این جامعه باید بتوان به روز بود و در بازار هایی که آنها حضور دارند دیده شد. تصویر برند ما می تواند در این مرحله بسیار مهم باشد و در میان رقبا ما را متمایز نشان دهند.

برندینگ را معمولا زیر مجموعه دیجیتال مارکتینگ می دانند، در یک تعریف می توان برند و برندینگ را اینگونه تعریف کرد؛ برند را می توان یک حس دانست که در خصوص یک محصول، ایده، فرد یا سازمان در ذهن مخاطب و مصرف کننده به وجود می آید. برندینگ را نیز می توان وعده هایی دانست که در خصوص یک برند داده می شود و سپس تعهداتی که در این خصوص باید انجام پذیرد. اما موضوع این مقاله تعریف برند و برندینگ نیست بلکه بررسی رابطه آن ها با دیجیتال مارکتینگ است!

تاثیر برند بر جایگاه بازار

برندینگ

برندینگ و دیجیتال مارکتینگ با هم چه ارتباطی دارند؟

برندی که شما برای کسب و کار خود انتخاب می کنید نشان دهنده هویت و شخصیت کار شماست. اگر در زمینه انتخاب برند و توسعه آن درست عمل کرده باشید حتما پس از مدتی کسب و کار شما را با برندتان می شناسند و قبل از اینکه خود کسب و کار در ذهنشان بیاید ویژگی ای که برای برندتان تعریف کرده اید به یادشان می آید. در یک مثال ساده اگرویژگی برند شما شفافیت باشد اگر در توسعه برند خود خوبعمل کرده باشید وقتی نام آن می آید مردم به یاد شفافیت کار شما خواهند افتاد.

در دنیای دیجیتال و بازاریابی دیجیتال برند ها می توانند نقش مهمی در رونق کسب و کار شما ایفا کنند. قطعا مردم خصوصا در خرید های اینترنتی به سمت برند هایی می روند که شناخته شده باشد زیرا هنوز مردم ما نمی توانند به طور کامل به دیجیتال مارکتینگ اعتمادکند وشناخته شده بودن برند در این مسیر بسیار مهم است.

برند سازی و تاثیر آن در بازار

 

هویت بصری برند

نقش هویت بصری برند در دیجیتال مارکتینگ

در بازار امروز که تعداد زیادی از صاحبان کسب و کار برای دیده شدن فعالیت می کنند، لزوم چهره ای و تصویری مناسب برای یادآوری و به خاطر سپاری مشتریان بسیار اهمیت دارد، تصویری که مشتریان و افراد بتوانند تفاوتد بین محصولات را با دیدن آن ها در اولین نگاه درک کرده و بتوانند با آن حس مشترکی پیدا کنند. اینجاست که مفهومی به نام هویت بصری برند مطرح می شود.

شرکت های کوچک و بزرگ به اهمیت وجود تصویر و هویت برند پی برده و هزینه های بسیار زیادی را برای طراحی و بازسازی برند خود خرج می کنند تا بیشترین نزدیکی را با مشتریان خود پیدا کنند. خلق این تصویر با المان ها نیاز به تحقیقات بسیار زیادی از بازار و جامعه هدف داشته و باید بسیاری از عوامل بصری و هنری، روانشناسی در آن رعایت شود تا بیشترین تاثیر را به صورت ناخودآگاه بر جامعه هدف گذارد. خلاقیت در طراحی برند و ایجاد هویت بصری برند بسیار اهمیت داشته و می توان گفت اهمیت آن بسیار زیاد است.

در رابطه با برندینگ و دیجیتال مارکتینگ بر عکس چیزی که پیش‌تر گفته شد نیز وجود دارد؛ یعنی دیجیتال مارکتینگ نیز می تواند نقش مهمی در توسعه برندینگ ایفا کند. شما وقتی برای کسب و کار خود (که به صورت دیجیتال نباشد) یک برند انتخاب می کنید باید بدانید چطور می توان این برند را به درجه بالایی از اعتبار رساند. امروزه به جرات می توان گفت همه مردم با اینترنت سر و کار دارند و بسیاری از کار های خود را در این فضا انجام می دهند و در کمترین حالت روزی یکی دو ساعت را در فضای مجازی می گذرانند بنابراین اگر بتوانید برند خود را در فضای دیجیتال تبلیغ کنید مردم بیشتری درمدت زمان کمتری با برند شما آشنا می شوند و شناخته شدن برند شما به عنوان یک برند معتبر مساوی با رونق کسب و کار شما است.

برندینگ

 

برندینگ

در واقع برندینگ دیجیتال کلید موفقیت در رونق کسب و کار محسوب می شود. اینکه بتوان در فضای دیجیتال یک برند را به یک برند شناخته شده تبدیل کرد کار راحتی نیست چرا که مخاطبان در فضای دیجیتال تمرکز بیشتری دارند و بیشتر می توانند روی چیزی که می بینند فکر و تحقیق کنند.

 

0 5

روشهای انجام سئو محلی

سئو محلی
سئو محلی

سئو محلی یا Local SEO روند بهینه سازی وب سایت شما برای بهبود جایگاه در نتایج محلی گوگل یا همان نتایج وابسته به محل جغرافیایی کاربران است.

به عبارت دیگر Local SEO و یا سئو محلی به عملیات بهینه سازی سایت برای افزایش رتبه سایت در نتایج جستجو محلی موتورهای جستجوگر گفته می شود.

مثلا اگر کسی در تهران است و خدمات اجاره خودرو را جستجو می کند بیشتر نتایج اولیه شامل خدماتی است که در شهر تهران انجام می شود.

راهکار های سئو محلی

ثبت سایت در گوگل مپ

گوگل بیزینس (Google Business)

انتخاب عنوان صفحه با کلمه کلیدی جغرافیایی

استفاده از کدهای Schema

قراردادن Review در صفحه گوگل مپ

ساخت لینک با آنکر تکست جغرافیایی

ساخت صفحه Google Plus

درج مشخصات تماس

اشتراک گذاری و ثبت سایت در دایرکتوری های محلی

 

چرا سئو محلی را برای سایتمان انجام دهیم؟

  1. بطور متوسط 64 درصد مشتریان محلی در اینترنت بدنبال کسب و کارهای جدید هستند
  2. تعداد جستجوی های محلی طی این چند ساله حدود 58 درصد رشد داشته است.
  3. جستجوی محلی بسیار هدفمند و سریع می باشد.
  4. درصد زیادی از جستجوهای محلی تبدیل به مشتری می شوند.
  5. گوشی های هوشمند که از اینترنت استفاده می نمایند دائما در حال اضافه شدن هستند.
  6. بازگشت سرمایه در سئو محلی در مقایسه با سایر روش های تبلیغات محلی، بسیار سریعتر است.
  7. تنها 10 درصد از کسب و کارها محل خود را در Google palce ثبت کرده اند.
  8. بسیاری از فرصت های کسب و کار محلی رایگان هستند.
  9. حدودا  خوانندگان روز نامه های محلی بین 40 تا 80درصد افت داشته اند.
  10. حدود 70درصد از مشتریان به کسب و کارهای محلی اعتماد دارند.

 

بازاریابی موفق
بازاریابی موفق

روش های بازاریابی فرآوانی وجود دارد که بسته به نوع کسب و کار و محصول یا خدمات ارائه داده شده می توان آنها را به کار برد. اما روش های بازاریابی موفق و کم هزینه و تست شده بسیار مورد توجه کسب و کارهای نو ظهور است. در این بین ما به چند روش بازاریابی تست شده اشاره می کنیم. امیداست با الگوگیری از این روش های بازرایابی بتوانید طعم خوب موفقیت را بچشید.

۱.بهترین آگهی‌های‌تان را به صورت کارت چاپ کرده و برای مشتریان در بازار هدف ارسال کنید.

مشتریان کارت‌هایی را می‌خوانند که کوتاه و خلاصـه باشد. یک آگهی کوچک روی یک کارت پستال می‌تواند بازدیدکنندگان زیـادی را به وب‌سـایت شما بیاورد و این خـود می‌تـواند باعث افـزایش فـروش شـود. هزینه‌ی این کار معمولاً زیاد نیست.

۲.یک روش بازاریابی برای همیشه و برای همه‌ی کسب و کارها موفق نیست، بنابراین روش‌های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید.

اگر متن آگهی شما عوض نشود مشتریان شما خسته می‌شوند، البته خود شما هم از این تکرار خسته خواهید شـد. بـازاریابی می‌تواند مفرح باشد اگر از مزیت‌های اسـتفاده از روش‌های متنوع بازاریابی برای برقراری ارتباط با مشتریان خود استفاده کنیـد. در انتخاب روش‌های بازاریابی خـود دقت کنیـد. همیشه برای یک بازاریابی موفق باید بر اساس یک طرح بازاریابی عمل کرد. سعی کنید در طرح بازاریابی خود از روش‌های متنوع استفاده کنید. همیشه نظـر مشـتریان خـود را در مورد روش‌هایی که به کار برده‌اید جویا شوید. این نظریات می‌توانند موفقیت طرح بازاریابی شما را تضمین کنند.

۳.کمک به مشتریان برای یافتن محصولات و خدمات مناسب.

اگر می‌خواهید برای مشتری خـود بروشـور معرفی محصولات بفرستید، می‌توانید بروشور یا کارت محصول یا خدماتی را بفرستید که فکر می‌کنید برای مشتری شما مفید است. این کار می‌تواند به مشتری شما در یافتن محصولات مناسب کمک زیادی بکند و مشتری شما را راضی نگه دارد. اگر نگران فروش محصول خود هستید، می‌توانید قبل از این کار با تولید کننده‌ی آن محصول هماهنگی کنید و از این فرصت استفاده کنید. مثلاً درصدی از فروش را برای خود در نظر بگیرید یا اینکه تخفیف خاصی را برای مشتری خود از فروشنده بگیرید.

۴.جواب تلفن‌های خود را متفاوت بدهید.

سعی کنید سفارش‌های خاصی را در هر مکالمه‌ی تلفنی، به مشتری ارائه کنید. به عنوان مثال می‌توانید بگویید روز بخیر؛ من … هستم. از من درباره‌ی خدمـات جدید سؤال کنید. با این پیام، تلفن‌کننده با دریافت پیام، علاقه‌مند می‌شود یا ناگزیر است که از شما در مورد این خدمات سؤال کند. بیشتر شرکت‌ها پیام‌هـایی از پیش ضبط شده دارنـد کـه وقـتی مشتری پشت خط می‌مانـد آن را بـرای مشـتری پخش می‌کنند. شما می‌توانید این کار را خودتان انجام دهید. از نظر مشتری تفاوتی ندارد که این پیام از قبل ضبط شده یا اینکه زنده ارائه شده است.

برای استفاده از این روش مطمئن شوید که پیام شما برای مشتریان جذاب باشد. اگر مشتری شما از راه دور تماس می‌گیرد، با ارائه آگهی‌های طولانی، وقت و پول مشتری خود را به هدر ندهید.

۵.استفاده از دست‌نوشته.

سعی کنید در تمام نامه‌هایی که برای مشتری خود می‌فرستید، از دست‌نوشته و یا مُهرهای مخصوص یا برچسب‌های خاص استفاده کنید. توجه داشته باشید که دست نوشته‌ی روی نامه در اولین بار که نامه دیده می‌شود خوانده می‌شوند. به خاطر داشته باشید این نوشته‌ها در صـورتی بـه طـور کـامل خوانـده می‌شوند که خلاصه و کوتاه باشند به طوری‌که بیننده بتواند آن را درکمتر از ده ثانیه بخواند.

۶.یک پیشنهاد فروش برای مشتری خود بفرستید که تازه از شما خرید کرده است.

اگر به عنوان مثال مشتری شما لباسی از شما خریده است، می‌توانید نامه‌ای برای او بفرستید و ضمن تشکر از خرید قبلی به اطلاع او برسانید که برای خـرید بعـدی به طـور مثال از تخفیف ۲۰ درصدی برخوردار است. برای اینکه بتوانید این پیشنهاد را به فروش نزدیک کنید، برای پیشنهاد خود زمان تعیین کنید.

۷.خبرنامه.

آیا می‌دانید هزینه‌ی فروش به یک مشتری جدید شش برابر بیشتر از فروش به مشتری قدیمی است؟ شما با استفاده از خبرنامه می‌توانید بازاریابیرا بر روی مشتریان قدیمی خود متمرکز کنید. اگر هزینه‌ی خبرنامه‌ی چاپی برای شما زیاد است، می‌توانید با استفاده از پست الکترونیک این کار را با هزینه‌ی بسیار پایینی انجام دهید. در خبرنامه می‌توانید همیشه پیشنهاد فروش ویژه‌ای را به مشتری قبلی خود ارائه کنید.

۸.بازاریابی مشترک.

اگر فکر می‌کنید به تنهایی قـادر بـه تحـمل هزینه‌ی بـازاریابی نیستید، به دنبال شریکی باشیدکه محصول او هم مناسب مشتری شماست یا اینکه محصـولات شـما مکمل یکدیگرند. با ارائه‌ی طرح بازاریابی مشترک می‌توانید در هزینه‌های بازاریابی صرفه‌جویی کنید. علاوه بر این، با این روش خدمات بهتری را هم به مشتریان خود ارائه می‌کنید.

۹.بروشورها و آگهی‌های خود را در تمام نامه‌های ارسالی شرکت قرار دهید.

این کار هزینه‌ی زیادی برای شما ندارد و شما از نتیجه‌ی کار قطعاً متعجب خواهید شد که ببینید این پیشنهادهای شما به دست چه افرادی می‌رسد و سفارش خرید به شما می‌دهند.

اگر فکر می‌کنید به تنهایی قادر به تحمل هزینه‌ی بازاریابی نیستید، به دنبال شریکی باشیدکه محصول او هم مناسب مشتری شماست یا اینکه محصولات شما مکمل یکدیگرند.

روش‌های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید.

0 548

سئوی واقعی و نکات کلیدی

چگونه سایت خود را سئو کنیم
چگونه سایت خود را سئو کنیم

داشتن یک سایت زیبا و حرفه ای با کاربردها و امکانات مختلف همیشه یک امتیاز مثبت به حساب می آید. اما اگر این سایت دیده نشود، اصلا ارزشی دارد؟ شما بهترین معمار دنیا هم باشید، اگر شناخته نشوید و دیده نشوید، فایده ای ندارد!!! برای اینکه دیده شوید باید چه کار کنید؟ مقاله ی چگونه سایت خود را سئو کنیم را مطالعه نمایید.

در این مقاله ما به 10 نکته اصلی در خصوص مواردی که باید رعایت کنید، می پردازیم. البته شایان ذکر است که یک سئو کار حرفه ای بیش از صدها مورد را در برای سئوی یک صفحه چک می نماید، اما این 10 نکته از مهمترین عوامل سئوی واقعی است.

چگونه سایت خود را سئو کنیم ؟

قبل از هر چیز بگوییم که به نتیجه رسیدن سئو سایت، بین 4 تا 10 ماه زمان لازم دارد. پس در انجام سئوی سایت خود صبور باشید. حال باید تلاش کنید موارد زیر را در سایت خود به کار بگیرید:

تاثیر نام دامنه در سئو سایت :

نام دامنه می تواند تاثیر بسزایی در انجام سئو داشته باشد. اگر هدف کسب و کار شما در یک کلمه خلاصه می شود حتما از آن کلمه در نام دامنه ی خود استفاده کنید و یا در ایجاد نام برای کسب و کار اینترنتی خود از این نام ها نیز بهره بگیرید.

تاثیر آدرس دهی صفحات در سئو :

سعی کنید همواره آدرس دهی های سایت خود را به صورت کاربرپسندانه انتخاب کنید. بهترین حالت برای ایجاد آدرس های بهینه استفاده از عنوان هر صفحه یا مطلب برای آدرس صفحه است. در حالت بعدی بهترین حالت برای آدرس دهی استفاده از کوتاه ترین آدرس است.

متا تگ ها و OPG تگ ها و تاثیر آن در سئو :

از افزونه های سئو برای ایجاد متا تگ های keywords و description و همچنین ایجاد خودکار تگ های OPG استفاده کنید. اگر سایت شما به صورت اختصاصی طراحی شده از طراح خود بخواهید قابلیت درج متاتگ ها را برای هر مطلب شما قرار دهند. توجه داشته باشید برای ایجاد کلمات کلیدی یک مطلب، آن کلمه باید بیش از 2 بار در description آورده شده باشد. همچنین جمله ای که در description وارد می کنید باید در مطلب موجود باشد.

توجه داشته باشید قبل از ایجاد نوشته ها و مطالب سایت ، کلمات کلیدی سایت خود را لیست کنید. این کلمه ها می توانند یک سیلابی و یا چند سیلابی باشند. 5 کلمه ی برتر آن را از نظر خود انتخاب کنید. از آن کلمات به وفور در مطالب خود استفاده کنید. با نام آنها صفحه ایجاد کنید و اطلاعاتی جامع راجع به هر کدام بدهید.

استفاده از عنوان برای لینک ها و تصاویر :

تمامی لینک های شما باید دارای صفت title باشند. تمامی تصاویر شما نیز باید دارای خواص title و alt باشند. این کار می تواند سایت شما را برای موتورهای جستجو تا حد زیادی بهینه کند.

از کپی کردن مطالب بپرهیزید :

از هیچ سایتی مطلبی کپی شده بر ندارید. اگر هم بر می دارید حتما لینک منبع را در همان صفحه وارد کنید. کپی کردن مطالب دیگران در سایت شما باعث می شود شما برعکس نتیجه بگیرید. یک مطلب مفید در یک صفحه حداقل دارای 2 پاراگراف 3 خطی است. پس ازین حداقل در صفحه کمتر نگذارید.

تگ های سرتیتر :

تگ های سرتیتر را به درستی انتخاب کنید. در یک صفحه باید حداقل یک سرتیتر H1 داشته باشید و حداکثر دو عدد. بیشتر قرار بدهید صفحه شما از نظر ربات ها خوب نخواهد بود. از تگ سرتیتر H2 نیز حداقل 2 مورد و حداکثر 15 مورد استفاده نمایید. برای دیگر عناوین مهم نیز می توانید از تگ H3 استفاده کنید. سعی کنید سرتیتر ابزارک های شما تگ H4 باشد.

لینک ها و ساختار عنکبوتی :

سعی کنید کلیه صفحات خود را به هم لینک کنید. یک سایت خوب سایتی است که با ورود یک ربات به صفحه اصلی ، ربات مجبور شود کلیه صفحات را طی نماید. اگر موفق شوید این کار را انجام دهید کلیه صفحات خود را به خوبی در موتورهای جستجو خواهید یافت. برای این منظور کلماتی را که در مطالب استفاده می کنید، اگر دارای صفحه ای در سایت هستند به آن صفحه لینک کنید.

نقشه سایت یا سایت مپ :

نقشه سایت خود را با پسوند XML در سایت ایجاد کنید. اگر از سیستم های مدیریت محتوا اختصاصی استفاده می کنید باید این مورد را از طراح خود بخواهید و اگر از سیستم های آماده استفاده می کنید باید با کمک افزونه های ساخت نقشه سایت این فایل را ایجاد کنید.

اهمیت ROBOTS.txt :

این فایلی است متنی که باید در روت سایت شما باشد. کلیه ربات ها با مراجعه به یک سایت، اولین چیزی که بررسی می کنند این فایل است. توسط این فایل می توانید به ربات ها بگویید که چه کار بکنند. کدام صفحات و پوشه ها را ببینند و کدام ها را نبینند. از مهمترین امکاناتی که می توان از این فایل گرفت معرفی صفحه سایت مپ سایت است. کلیه صفحات سایت مپ خود را در این فایل به موتورهای جستجو معرفی کنید.

بروزرسانی مطالب سایت و انتشار در شبکه های اجتماعی :

موتورهای جستجو به بروز بودن سایت ها علاقه زیادی دارند. سعی کنید با داشتن بخش اخبار و مقالات و یا انجمن و یا ایجاد بخش های کاربرمحور دیگر، سایتی بروز از نظر مطالب داشته باشید و تا جایی که امکان دارد مطالب جدید خود را در شبکه های اجتماعی از جمله گوگل پلاس و فیسبوک انتشار دهید.

ارزش گذاری استارت آپ

ارزش گذاری استارت آپ
ارزش گذاری استارت آپ

یک شرکت چگونه ارزش‌گذاری میشود؟ به خصوص اگر بیشتر از یک ماه از تاسیس آن نگذشته باشد. – ارزشگذاری شرکت‌های استارت آپ به چه صورت انجام می‌شود؟ این سوالی است که زمانی که به دنبال تامین منابع مالی برای شرکت‌تان هستید، از خود می‌پرسید.

بگذارید از مسائل اساسی شروع کنیم. ارزش‌گذاری در واقع تعیین ارزش یک شرکت است. افرادی هستند که از طریق پیش‌بینی ارزش آتی شرکت‌ها کسب درآمد می‌کنند. از آنجایی که اکثر اوقات شما در حال ارزش‌گذاری چیزهایی هستید که ممکن است در آینده محقق شوند و یا هیچگاه محقق نشوند، این ارزشگذاری­ها مبتنی بر فرضیات و حدس‌های مبتنی بر مطالعه هستند.

ارزش‌گذاری استارت آپ‌ها از چه لحاظی حائز اهمیت است؟

ارزش‌گذاری برای کارآفرینان بسیار مهم است به دلیل اینکه همین ارزش‌گذاری‌ها تعیین می‌کنند که یک کارآفرین در ازای سرمایه‌ای که دریافت می‌کند چه میزان از سهام شرکت­اش را باید در اختیارسرمایه گذاران قرار دهد. در مرحله اولیه یک شرکت، ارزش آن نزدیک به صفر است، اما ارزش‌گذاری شرکت باید رقمی بسیار بالاتر از این باشد، به چه دلیل؟ فرض کنید شما به دنبال سرمایه اولیه (سرمایه بذری) معادل 100 میلیون دلار در ازای 10 درصد از سهام شرکت‌تان هستید. یک معامله معمول. ارزش‌گذاری شرکت شما قبل از جذب سرمایه (pre-money) به میزان یک میلیون دلار خواهد بود. با این حال، این به این معنا نیست که ارزش شرکت شما هم اکنون یک میلیون دلار است. شما احتمالا نمی‌توانید آن را به این مبلغ به فروش برسانید. ارزش‌گذاری در مراحل اولیه در واقع پتانسیل رشد شرکت را تعیین میکند و نه ارزش فعلی آن را.

استارت آپ ها و اصول سرمایه گذاری

در مراحل اولیه، ارزش‌گذاری شرکت شما به چه روشی محاسبه میشود؟

در ابتدا باید بدانید چه میزان منابع مالی نیاز دارید تا به نقطه ای برسید که در آن بتوانید رشد چشمگیری نشان دهید و توانایی جذب سرمایه جدید را داشته باشید. فرض کنیم برای اینکه بتوانید 18 ماه به فعالیت خود ادامه دهید، به 100 هزار دلار نیاز دارید. سرمایه‌گذار شما انگیزه ای ندارد تا با شما بر سر کم کردن این مبلغ مذاکره کند. چرا؟ به دلیل اینکه شما به سرمایه‌گذارتان نشان داده‌اید این حداقل میزان سرمایه‌ای است که نیاز دارید تا بتوانید کسب و کارتان را رشد و توسعه دهید و آن را به مرحله بعدی جذب سرمایه برسانید. به عبارت دیگر، اگر این میزان سرمایه را دریافت نکنید، کسب و کار شما رشد نخواهد کرد – که این مطمئنا برای سرمایه گذار شما جالب نخواهد بود. بنابراین، فرض می‌کنیم که میزان سرمایه مورد نیاز مشخص شده است.

حالا باید مشخص کنیم که در ازای این سرمایه، چه سهمی از شرکت را باید در اختیار سرمایه‌گذار قرار دهیم. این سهم نمی‌تواند بیش از 50 درصد باشد، به دلیل اینکه انگیزه لازم برای سخت کار کردن را از شما، که بنیانگذار این کسب و کار هستید، خواهد گرفت.

همچنین این سهم نمی‌تواند 40 درصد نیز باشد، به دلیل اینکه در مراحل جذب سرمایه بعدی، سهام بسیار کمی برای سرمایه‌گذاران آتی باقی خواهد گذاشت. 30 درصد از سهام هم زمانی می‌تواند منطقی باشد که مبلغ سرمایه‌گذاری اولیه دریافتی (سرمایه بذری) رقم بسیار قابل توجهی باشد. در این مثال، ما رقم 100 هزار دلار را در نظر گرفته‌ایم که رقم نسبتا کمی است. بنابراین بسته به ارزش‌گذاری‌تان، شما 5 تا 20 درصد از سهام‌تان را به سرمایه گذار اولیه اختصاص می­دهید.

همانطور که می‌بینید، در این مرحله رقم 100 هزار دلار مشخص شده است. 5 تا 20 درصد از سهام هم مشخص شده است. بنابراین ارزش‌گذاری شما (pre-money / قبل از دریافت سرمایه ) در صورتی که 20 درصد از سهام را در ازای 100 هزار دلار به سرمایه گذار اولیه بدهید به مبلغی معادل 500 هزار دلار می‌رسد و در صورتی که 5 درصد از سهام را به سرمایه گذاران در مرحله سرمایه گذاری بذری بدهید، ارزشگذاری شما به میزان 2 میلیون دلار خواهد رسید.

سوال اینجاست که ارزشگ‌ذاری استارت آپ شما کجای این بازه قرار می‌گیرد؟ 1) بستگی به این دارد که سایر سرمایه‌گذاران، شرکت‌های مشابه را چگونه ارزش‌گذاری کرده اند. 2) تا چه حد توانسته‌اید سرمایه گذارتان را متقاعد کنید که واقعا رشد سریعی خواهید داشت.

ارزش‌گذاری چگونه تعیین می‌شود ؟

مرحله جذب سرمایه اولیه (سرمایه بذری )

ارزش‌گذاری در مرحله سرمایه‌گذاری اولیه ( جذب سرمایه بذری) عموما گفته می‌شود که بیشتر از اینکه یک علم باشد، یک هنر است، اما این تعریف کمک چندانی به ما نمی‌کند. بنابراین ما سعی میکنیم با رویکردی علمی موضوع را بررسی کنیم . بیایید عواملی که بر روی ارزش‌گذاری تاثیر می‌گذارند را در نظر بگیریم.

استقبال عمومی از استارت آپ

جذب – مهم‌ترین عامل از میان همه عواملی که می‌توانند یک سرمایه‌گذار را تحت تاثیر قرار دهند و وی را متقاعد به سرمایه‌گذاری کنند، قدرت جذب کاربر است. هدف وجودی یک شرکت جذب کاربر است و اگر سرمایه‌گذار شما، تعداد کاربران شما را ببیند خود دلیل روشنی برای پتانسیل رشد این شرکت خواهد بود. اگر تمام چیزهای دیگر آن طور که می‌خواستید پیش نرفته باشد، اما 100 هزار کاربر داشته باشید، شانس زیادی برای کسب یک میلیون دلار خواهید داشت ( با فرض اینکه این تعداد کاربر را در عرض 6 تا 8 ماه جذب کرده باشید) هر چه سریع‌تر بتوانید کاربر جذب کنید، ارزش کاربران‌تان برای کسب و کار بیشتر خواهد شد.

شهرت – یک نوع شهرت وجود دارد که از نوع شهرتی است که شخصی مانند جف بزوس دارد؛ به این معنی که مهم نیست ایده بعدی او چیست، اما هر چه باشد ارزش‌گذاری بسیار بالایی خواهد داشت. همچنین کارآفرینانی که قبل از این سابقه خروج از کسب و کارهای سابقشان (یا فروش شرکت هایشان به شرکتهای بزرگتر یا عرضه سهام شرکت در بورس) را داشته‌اند نیز عموما ارزش‌گذاری بالایی می‌شوند. اما هستند افرادی هم که بدون داشتن موفقیتی چشمگیر در گذشته یا بدون اینکه کاربری جذب کرده باشند، موفق به جذب سرمایه شده باشند. می‌توان در این مورد به دو نمونه اشاره کرد. کوین سیستروم، موسس اینستاگرام، در مرحله اولیه جذب سرمایه (سرمایه بذری) سرمایه‌گذاری اولیه‌ای معادل 500 هزار دلار کسب کرد، آن هم بر مبنای یک مدل نمونه (پروتوتایپ) که در آن زمان Brnb  نام داشت. کوین به مدت دو سال در گوگل کار کرده بود، اما به جز این هیچ تجربه کارآفرینی نداشت. موسس Pinterest، بن سیلبرمن هم داستان مشابهی دارد. در این دو مورد، سرمایه‌گذاران Venture Capital آن‌ها گفتند که ما بر اساس حس شهودی­مان پیش رفتیم. با اینکه این متدولوژی عملی به نظر نمی‌رسد، اگر شما بتوانید تصویری از خود ارائه دهید که فردی هستید که می‌تواند این کار را انجام دهد، نداشتن کاربر و یا ناشناس بودن نمی‌تواند مانع کسب ارزشگذاری بالا برای استارت آپ‌تان شود.

درآمدها – در مقایسه، درآمد برای استارت آپ‌هایی که طرف تجاری­شان شرکت ها هستند (B2B) بسیار مهم تر از شرکت‌هایی است که طرف تجاری شان مصرف کنندگان نهایی (B2C) هستند. داشتن درآمد، فرآیند ارزش‌گذاری شرکت‌ها را آسان­تر می­کند.

کسب درآمد بر ارزشگذاری استارت آپ‌هایی که طرف تجاری‌شان مصرف کنندگان نهایی هستند، تاثیر منفی خواهد داشت، حتی اگر این کسب درآمد موقتی باشد. دلیل بسیار خوبی برای این موضوع وجود دارد. اگر شما از کاربران پول دریافت کنید، سرعت رشد شما کمتر خواهد شد. رشد کمتر به معنی پول کمتر در دوره بلند مدت‌تر است و در نتیجه ارزش‌گذاری کمتر.

این نتیجه گیری ممکن است کمی غیرمنطقی به نظر برسد، از آنجایی که کسب درآمد به معنی این خواهد بود که یک استارت آپ به مرحله پول‌سازی واقعی نزدیک تر است. اما هدف استارت آپ ها، تنها پول سازی نیست، هدف آن‌ها رشد سریع و همزمان کسب درآمد است. اگر رشد سریع نباشد، آنگاه ما با یک کسب و کار سنتی سر و کار داریم.

دو مورد آخر، به صورت اتوماتیک ارزش استارت آپ شما را افزایش نخواهند داد، اما حتما به بالا بردن ارزش‌گذاری آن کمک خواهند کرد.

کانال توزیع: با اینکه ممکن است کالای شما در مراحل بسیار ابتدایی باشد، اما احتمال دارد که شما از همان مراحل اولیه هم یک کانال برای توزیع محصول‌تان داشته باشید. برای مثال ممکن است در محله ای که تقریبا همه افراد آن محل در یک شرکت VC مشغول به کار هستند، شما به روش خانه به خانه به فروش فرش مشغول بوده باشید. در این حالت شما یک کانال توزیع دارید که گروه هدف آن شرکت های Venture Capital  است. یا ممکن است شما یک صفحه در فیسبوک داشته باشید که در آن عکس هایی از گربه‌ها می‌گذارید و حدود 12 میلیون کاربر آن صفحه را لایک کرده‌اند، در این صورت این صفحه قابلیت این را دارد که به یک کانال توزیع غذای گربه تبدیل شود.

جذابیت یک صنعت. سرمایه گذاران همه با هم حرکت می‌کنند. اگر چیزی جذاب باشد، ممکن است سرمایه‌گذاران مبلغ بالایی برای آن سرمایه‌گذاری کنند.

آیا شما نیاز به ارزش‌گذاری بالا دارید؟

قاعده سرانگشتی این است که در طول 18 ماه باید حدود 10 برابر رشد نشان دهید. حال اگر رشد شما کمتر از این میزان باشد، اگر شخصی همچنان مایل باشد به کسب و کاری که سرعت رشد پایینی دارد پول بیشتری تزریق کند، یا وارد مرحله جذب سرمایه down round  می­شود (به این معنا که ارزش‌گذاری شرکت نسبت به ارزش‌گذاری اولیه آن کاهش پیدا می‌کند) یا معمولا در شرایط نامطلوب­تر منابع مالی شما تمام میشود.

ارزش گذاری استارت آپ

ارزش گذاری استارت آپ

این امر به دو استراتژی منتج میشود.

اولین استراتژی این است که یا بزرگ باش یا اصلا نباش. تا جایی که می‌توانید با بالاترین ارزش‌گذاری ای که می‌توانید پیش بروید و سرمایه جذب کنید، منابع مالی را با سرعت خرج کنید تا بتوانید رشد سریعی داشته باشید. اگر این روش جواب دهد در مرحله بعدی جذب سرمایه، ارزش‌گذاری بسیار بالاتری خواهید داشت. اگر استارت آپی که با سرعت کمتر رشد می‌کند در مرحله بعدی جذب سرمایه 55% از سهامش رقیق شود، یک شرکت دیگر که با سرعت بیشتری رشد کرده تنها 30 درصد از سهامش رقیق خواهد شد، در نتیجه با سرعت رشد بیشتر می‌توانید 25 درصد از ارزش سهام‌تان را حفظ کنید، یعنی میزان هزینه‌هایی که در مرحله سرمایه‌گذاری بذری انجام دادید به ازای این 25 درصد سر به سر خواهد شد، یعنی شما هم آموزش رایگان داشته اید و هم مثل این است که هزینه ای انجام نداده اید.

همانطور که پیش میروید جذب سرمایه کنید. تنها به اندازه‌ای که نیاز دارید جذب سرمایه کنید و هزینه‌های‌تان را به حداقل برسانید. هدف خود را یک نرخ رشد پایدار قرار دهید. در این صورت ارزش‌گذاری شما هم به تدریج و به میزان مشخصی افزایش پیدا می‌کند. ممکن است این استراتژی شما را به شهرت نرساند، اما در مرحله بعدی ارزش‌گذاری شما را بالا خواهد برد.

سهام سری A  (اولین سهامی که به سرمایه گذاران در مرحله تامین سرمایه بذری اختصاص می یابد / سهام ارجح سری A)

در اینجا تنها معیار، سنجش میزان رشد است. در 18 ماه گذشته چه میزان رشد کرده اید؟ رشد به معنای جذب کاربر است. همچنین می‌تواند درآمدزایی نیز معنی دهد. معمولا اگر پایه کاربران رشد نداشته باشد، درآمد هم رشدی نخواهد داشت ( به دلیل اینکه شما می‌توانید برای خدمات مختلف از مشتریان خود پول دریافت کنید )

در این مرحله، سرمایه‌گذاران برای ارزش‌گذاری، روش چندگانه که نام دیگر آن روش مقایسه ای است را به کار می‌گیرند، روشی که به خوبی توسط فرد ویلسون شرح داده شده است. ایده این روش این است که در حال حاضر شرکت‌هایی وجود دارند که شباهت زیادی به شرکت شما دارند. از آنجایی که در این مرحله شما درآمد نیز کسب کرده اید، برای ارزش‌گذاری فقط کافی است تعیین شود که ارزش‌گذاری چند برابر درآمد است – به عبارت دیگر، عدد درآمد باید چند برابر شود. این مضرب را میتوان از شرکت های مشابه به دست آورد. زمانی که این مضرب را به دست آوردیم، درآمد شما را در آن ضرب میکنیم تا ارزش‌گذاری استارت آپ شما به دست آید.

سرمایه گذاران چگونه می اندیشند؟

زمانی که هر آنچه به دست آورده­اید را کنار هم می‌گذارید، دانستن این که سرمایه‌گذاران به چه فکر می‌کنند نیز اهمیت زیادی پیدا می‌کند. اولین چیزی که سرمایه‌گذاران در نظر می‌گیرند ، خروج است – چند سال دیگر، این شرکت به چه مبلغی می‌تواند به فروش برسد. من از واژه فروش استفاده می‌کنم به دلیل اینکه عرضه سهام شرکت در بورس، بسیار به ندرت اتفاق می‌افتد و پیش‌بینی اینکه کدام یک از شرکت‌ها به بازار سهام وارد خواهند شد تقریبا غیرممکن است. بگذارید خوش بین باشیم و فرض کنیم که سرمایه‌گذار فکر می‌کند شرکت شما مانند اینستاگرام به مبلغ یک میلیارد دلار به فروش خواهد رسید. (این تنها یک مثال است. پس سعی کنید  به این موضوع که چقدر غیرواقعی می‌تواند باشد، فکر نکنید. هرچند که ممکن است اتفاق هم بیافتد.)

سپس این موضوع را در نظر می‌گیرند که برای اینکه بتوانید شرکت‌تان را به نقطه ای برسانید که بتوانید آن را به مبلغ یک میلیارد دلار به فروش برسانید، لازم است چه میزان هزینه کنید.

در مورد اینستاگرام، آن ها مبلغی معادل 56 میلیون دلار سرمایه دریافت کردند. این به ما کمک میکند که میزان سودی که یک سرمایه گذار در نهایت کسب خواهد کرد را محاسبه کنیم. یک میلیارد دلار منهای 56 دلار مساوی میشود با 940 میلیون دلار. این میزان ارزشی است که این شرکت ایجاد کرده است. بیایید چنین فرض کنیم که هر گونه بدهی و تمام هزینه‌های عملیاتی قبلا از این رقم کسر شده اند. بنابراین تمام کسانی که در راه اندازی و پیشبرد اینستاگرام نقش داشتند، توانستند روزی که اینستاگرام توسط فیس بوک خریداری شد، در کل 940 میلیون دلار کسب درآمد کنند.

تفکر سرمایه گذاران از استارت آپ

تفکر سرمایه گذاران از استارت آپ

در مرحله بعد، سرمایه گذار مشخص می‌کند که چه درصدی از سهام این شرکت متعلق به اوست. اگر سرمایه گذاری در مرحله اولیه (سرمایه‌گذاری بذری) در اینستاگرام سرمایه‌گذاری کرده باشد (آنچه که کمی موضوع را پیچیده می‌کند این است که این سرمایه گذار احتمالا سهام ارجح دارد، به این معنی که زودتر از سایر سهام داران، پول اش را میگیرد. همچنین ممکن است یک تبصره هم باشد که به او این امکان را بدهد که در آینده هم بتواند سهام این شرکت را به قیمت ثابتی خریداری کند، به عبارتی یک “سقف” قیمت برای سهام این سرمایه‌گذاران وجود داشته باشد. ) اساسا، تمام این موارد جزو اقدامات جلوگیری از رقیق شدن سهام است؛ اقداماتی که در سرمایه گذاری های مخاطره پذیر (کارآفرینانه) برای حفظ سهام در مقابل کاهش احتمالی آتی سهم فرد سرمایه گذار با ورود سرمایه گذاران جدید در نظر گرفته می‌شود. سرمایه گذاری که سهام شرکت شما را خریداری کرده، تمایل ندارد با ورود سایر سرمایه گذارانی که 33 درصد از سهام شرکت شما را خریداری میکنند، سهمش کاهش پیدا کند. تمام مسئله این است. در آخر، بیایید چنین در نظر بگیریم که مانند آنچه که در “تامین مالی استارت آپ ها به چه شکل صورت میگیرد” آمده است، سرمایه گذار فرشته کسب و کار سهمش به 4 درصد کاهش پیدا می‌کند (سهامش رقیق شده است). 4 درصد از 940 میلیون دلار رقمی معادل 37.6 میلیون دلار خواهد بود. این بهترین حالت است. 37.6 میلیون دلار بالاترین رقمی است که این سرمایه‌گذار می‌تواند فکر کند که استارت آپ شما توانایی کسب آن را دارد. اگر شما به ازای 4 درصد از سهام شرکت، 3  میلیون دلار سرمایه جذب کردید – این رقم، بازگشت سرمایه ده برابری را عاید سرمایه‌گذار خواهد کرد، یعنی ده برابر پولی که سرمایه‌گذاری کرده است. این شد یک چیزی. تنها یک سوم شرکت‌های برتر فعال در زمینه سرمایه‌گذاری مخاطره پذیر (کارآفرینانه) VC ها، چنین بازگشت سرمایه ای دارند.

آیا ارزشگذاری واقعا اهمیت دارد؟

دو سناریو را در نظر بگیرید – دراپ باکس در مقابل اینستاگرام

هم دراپ باکس و هم اینستاگرام، مبتنی بر یک فرد آغاز به کار کردند. هر دو بالای یک میلیارد دلار ارزش‌گذاری شده اند. اما هر یک با ارزش‌گذاری متفاوتی شروع به کار کردند.

درو هیوستون، به Y-combinator رفت، و در آنجا در ازای 5 درصد از سهام دراپ باکس، 20 هزار دلار سرمایه کسب کرد. ارزشگذاری (قبل از جذب سرمایه / pre-money) 400 هزار دلار

کوین سیستروم، به Baseline Ventures مراجعه کرد و در ازای 20 درصد از سهام Brbn  (قبل از راه اندازی اینستاگرام)، 500 هزار دلار سرمایه دریافت کرد.  ارزشگذاری (pre-money) 2.5 میلیون دلار.

چرا ارزشگذاری ها متفاوت بود ؟ و مهم تر از آن، آیا در نهایت اهمیت داشت؟

سایر عواملی که بر ارزشگذاری تاثیرگذار هستند

سهام تشویقی کارکنان – سهام تشویقی کارکنان چیزی نیست جز کنار گذاشتن سهام برای کارکنان آینده شرکت. برای چه این کار باید انجام شود؟ به دلیل اینکه شما و سرمایه گذارتان می‌خواهید اطمینان حاصل کنید که افراد با استعداد، انگیزه کافی دارند تا جذب کسب و کار شما شوند. اما به چه میزان سهم کنار می‌گذارید؟ معمولا سهام تشویقی کارکنان بین 10 تا 20 درصد است.

هر چه سهام تشویقی کارکنان‌تان بیشتر باشد، ارزش‌گذاری استارت آپ شما کمتر می‌شود. به چه دلیل؟ به دلیل اینکه این سهام، سهام تشویقی کارکنان آینده شماست، چیزی که در حال حاضر ندارید. این سهام کنار گذاشته شده تا فعلا به کسی تعلق نگیرد، بنابراین از آنجایی که از کل سهام شرکت بیرون کشیده شده است، ارزش این سهام در ارزش‌گذاری کسر میشود.

قضیه به این صورت است؛ فرض کنیم ارزشگذاری اولیه شما 4 میلیون دلار است. یک میلیون دلار به صورت سرمایه جدید وارد میشود. هم اکنون، ارزش‌گذاری پس از دریافت سرمایه 5 میلیون دلار است. سرمایه گذار VC قراردادی را ارائه میدهد – که قراردادی است که شرایط پرداخت پول طی این قرارداد به شما ابلاغ می‌شود و شما می‌توانید در مورد آن مذاکره کنید. سرمایه گذار VC اعلام میکند که در ارزشگذاری قبل از جذب سرمایه (pre-money) ، 15 درصد به سهام تشویقی کارکنان تعلق گرفته است، به این معنا که 15 درصد از 5 میلیون دلاری که ارزش‌گذاری پس از تامین سرمایه است، که رقمی معادل 750 هزار دلار است به دست می‌آید و این رقم از ارزش‌گذاری قبل از جذب سرمایه (که 750 هزار دلار از 4 میلیون) کسر میشود .هم اکنون ارزش واقعی شرکت شما تنها 3.25 میلیون دلار است.

در انتها چارت گرافیکی از این که چگونه یک استارت آپ را با جذب سرمایه گذار شروع کنیم را مشاهده می نماییم.

چارت چگونه یک استارت آپ را شروع کنیم

چارت چگونه یک استارت آپ را شروع کنیم

تجربه بنیان گذیر زاپیر برای جذب سرمایه استارت آپ

جذب سرمایه گذار استارت آپ
جذب سرمایه گذار استارت آپ

عوامل مهمی در راه‌اندازی پروژه‌های استارت‌آپ دخلالت دارند، در بین تمامی این موارد، ایده جدید و جذب سرمایه بیشتر از بقیه خودنمایی می‌کنند، خلق ایده ناب و منحصر به فرد به این راحتی‌ها هم نیست اما کارآفرینان زیادی بوده‌اند که در کنار داشتن ایده خوب باز هم نتوانسته‌اند آن‌گونه که باید و شاید برای پروژه استارت‌آپ خود سرمایه جذب کنند، به همین‌ منظور امروز بر آن شدیم تا پای صحبت‌ مدیر یکی از استارت‌آپ‌های موفق بین‌المللی بنشینیم و با توصیه‌های وی در خصوص جذب سرمایه گذاری اولیه آشنا شویم.

معرفی zapier

معرفی zapier

آقای وِید فاستِر، پایه‌گذار استارت‌آپ موفق Zapier حدود ۳ سال پیش توانست حدود ۱.۲ میلیون دلار برای استار‌ت‌آپ خود سرمایه اولیه جذب کند. این مدیر موفق یادآور می‌شود که در هنگام آغاز جذب سرمایه اصلا نمی‌دانست که باید از کجا شروع کند،‌ به همین دلیل تجربه‌های وی کاملاً‌ شخصی و دست اول است اما در حین کسب تجربه برای جذب سرمایه با صاحب‌نظران مختلفی صحبت کرده و نظر سخنان کارشناسان مختلف را آویزه گوش کرده است. پیشنهاد می‌کنیم این صحبت‌های ناب و تجربه‌های دست اولِ کارآفرینِ خوش‌آتیه و جسور استارت‌آپ بسیار موفق Zapier را از دست ندهید.

چگونه سرمایه گذاران را متقاعد کنیم؟

این کارآفرین برجسته پیشنهاد می‌کند برای جمع‌آوری سرمایه اولیه مقاله پاول گراهام (Paul Graham) را مطالعه کنید. اولین نکته‌ای که در این مقاله به چشم می‌خورد این امر است که هیچ‌ ترفندی برای متقاعد کردن سرمایه گذاران وجود ندارد، بنابر این تنها راه اخذ سرمایه از سرمایه‌گذاران جلب اعتماد آنها با نشان دادن پتانسیل سرمایه‌گذاری پروژه است. برای این‌کار پیشنهاد می‌شود جوانب مختلف کالا یا سرویسی که قرار است در پروژه استارت‌آپ تولید شود برای سرمایه‌گذاران کاملاً‌ توضیح داده شود. به خصوص اگر ایده و کالای شما با اقبال عمومی نسبی روبرو شده باشد باعث می‌شود سرمایه‌گذاران رغبت بیشتری به سرمایه گذاری داشته باشند. توجه داشته باشید که در این حالت به راحتی می‌توان نظر سرمایه‌گذاران حرفه‌ای را جلب کرد. اما در این مقاله بیشتر به جذب سرمایه افرادی تمرکز می‌کنیم که تجربه‌ای در سرمایه‌گذاری پروژه‌های استارت‌آپ ندارند.

جذب سرمایه گذار برای استارت آپ

جذب سرمایه گذار برای استارت آپ

هنگامی که به سرمایه‌گذاری بر می‌خورید که تاکنون هیچ‌تجربه‌ای در این زمینه نداشته، تمام برنامه‌های شما تازه و نو جلوه می‌کند. به این نکته نیز توجه داشته باشید که گاهی اوقات ممکن است کالا و ایده شما با اقبال عمومی روبرو شده باشد اما شما از این امر باخبر نباشید. در این حالت بدون شک اعتماد به نفس شما کاسته می‌شود و احتمال می‌رود که از معرفی کالا و ایده خود برای سرمایه‌گذاران بزرگ احساس نگرانی کرده و از این کار صرف نظر کنید. در اینجا این سوال پیش می‌آید که چگونه ممکن است تا اعتماد به نفس خود را حفظ کرده و از کالا و ایده خود در نظر سرمایه‌گذاران بزرگ دفاع کنید تا از این طریق سرمایه و اعتبار بزرگی نصیب شما شود. در این‌گونه موارد آشنا بودن به تمامی جوانب طرح و ایده باعث می‌شود احساس راحتی و تسلط بیشتری داشته باشید و بدون شک این احساس به فرد مقابل شما که قرار است سرمایه‌گذاری کند نیز منتقل و در نهایت به جلب نظر وی منجر می‌شود.

چگونه متوجه اقبال عمومی کالا و ایده خود شویم؟

کالا و ایده‌های مختلف ممکن است به طرق گوناگونی مورد توجه قرار بگیرند. حتماً شما هم ضرب‌المثل قطره‌ قطره جمع گردد وانگهی دریا شود را شنیده‌اید، کسب درآمد در پروژه‌های استارت‌آپ یکی از مصداق‌های این گفته است،‌با این حساب انتظار نداشته باشید که یک شبه پول هنگفتی برای ایده شما جمع‌آوری شود. وِید فاستِر کارآفرین موفق و موسس Zapier مدعی است که آنها یک‌ شبه پول‌دار نشده‌اند و جذب سرمایه‌ فرآیندی زمان‌بَر است، سرویس و محصول استار‌ت‌آپ این جوان موفق در ابتدا رشدی ۱۰ درصدی داشت و از طریق دو کانال توزیع مختلف محاسبه می‌شد. به این ترتیب آنها با داشتن هدف مشخص و روشن قادر بودند تمرکز بیشتری داشته باشند و سرمایه‌‌های بهتری را جذب کنند. جالب اینجاست که استارت‌آپ Buffer با همین شیوه، قادر به جذب ۴۰۰ هزار دلار شده است.

استقبال عمومی از استارت آپ

استقبال عمومی از استارت آپ

ماه‌های اولیه در هر استارپ‌آپی نقش کلیدی را ایفا می‌کند، اگر کالا یا ایده شما در ابتدا با هفته‌ای ۵ تا ۷ درصد رشد و سودآوری روبرو شود، به راحتی قادر هستید طرح توجیهی مناسبی برای توجیه سرمایه‌گذاران و جذب سرمایه تهیه کنید. در برابر مشکلات کوتاه نیایید و به هر قیمتی که شده با همین روش راه‌ را ادامه دهید تا در زمان مناسب استارت‌آپ خود را گسترش داده و هدف‌های بزرگ‌تری را دنبال کنید. در این بین اگر برنامه‌ها آن‌گونه که باید و شاید پیش نرفت دست از کار نکشید و به هر قیمتی که شده استارت‌آپ خود را ادامه دهید. یکی از راه‌های جذب سرمایه، پیش‌فروش کالا یا سرویس است که البته این امر زمانی صورت می‌گیرد که محصول شما از اقبال عمومی خوبی برخوردار باشد و به اصطلاح خریدار داشته باشد. حال اگر استا‌رت‌آپ شما در مراحل اولیه باشد و هنوز خریدار بالقوه‌ای برای خود دست و پا نکرده‌اید بایدراه‌های جایگزین دیگری پیدا کنید. چندین راه‌ مختلف را می‌توان در این حالت در نظر گرفت: به قول قدیمی‌ها بی مایه فطیر است، و استارت‌آپ شما برای ادامه راه نیازمند پول است بنابر این پیشنهاد می‌کنیم در ابتدای راه به اندازه‌ای که کفاف گذران چند ماه پروژه را بکند پول پس انداز داشته باشید.

روز و شب کار کنید و حتی از آخر هفته‌ها نیز برای کسب درآمد صرف نظر نکنید

هزینه‌ها را تا جای که ممکن است کاهش دهید. شما برنامه‌های بزرگی در سر دارید اما برای اجرای آنها نیازی نیست تا در شهرهای بزرگ پایگاه و دفتر استارت‌آپ خود را مستقر کنید. سعی کنید محلی را برای کار انتخاب کنید که هزینه‌های کمتری دارد. دفترِ کارِ بیشتر شرکت‌های بزرگ ابتدا در مکان‌های دورافتاده قرار داشته است اما بعد از اینکه کار و کاسبی آنها رونق گرفت، به شهرهای بزرگ نقل مکان کرده‌اند. از طرف دیگر سعی کنید در ابتدای کار وقت خود و همکاران را مدیریت نمایید،‌برای نمونه، کریس از استارت‌آپ موفق Wufoo بیشتر وقت خود را صرف کار فعلی خود می‌کرد تا هزینه استارت‌آپ خود را تامین کند و دوستانش کوین و رایان وقت بیشتری را برای پیش ‌برد اهدافشان داشتند. دست‌اندرکاران استارت‌آپ StatusPage.io نیز مدعی هستند که بیشتر جلسات مشاوره‌ای پروژه خود را به صورت هفته‌ای و متمزکر انجام می‌داند تا از سایر کارهای خود عقب نمانند. در استارت‌آپ Zapier نیز بیشتر مواقع کارها در سمت شب و اواخر هفته انجام می‌شد تا زمانی که همه چیز مرتب شد، بتوانند فرصت بیشتری را برای پروژه اختصاص دهند.

کار و تلاش مداوم در استارت آپ ها

کار و تلاش مداوم در استارت آپ ها

از سایر شرکت‌ها و منابعی که در اختیار دارید برای پوشش دادن احتیاجات پروژه استفاده کنید

شرکت‌های زیادی هستند که با آغوش باز از استارت‌آپ‌های نوپا استقبال می‌کنند. ناگفته نماند که مذاکره با شرکت‌های بزرگ برای درخواست کمک ممکن است مشکلات خاص خود را داشته باشد و به راحتی جذب سرمایه از سرمایه‌گذاران نباشد. نمونه‌های زیادی وجود دارد که پروژه‌های استارت‌آپ با کمک سایر شرکت‌‌ها توانسته‌اند روی پای خود بایستند. استارت‌آپ Zapier یکی از این موارد موفق است. مدیر این استارت‌آپ خوش آتیه مدعی است که در ابتدای راه آنها نگران بودند که از عهده جمع‌آوری سرمایه برنیایند. شرکت Y Combinator که رسم دارد سالی دوبار در پروژ‌های استارت‌آپ سرمایه گذاری کند تجربه‌های زیادی را با Zapier درمیان گذاشت. این تجربه‌ها در آینده برای جمع‌آوری سرمایه چراغ راه Zapier بود و باعث شد جلوی بسیاری از اشتباهاتی که عموماً‌ از افراد تازه‌کار سر می‌زند گرفته شود.

پیدا کردن سرمایه‌گذار

پس از اینکه امادگی لازم برای جذب سرمایه را پیدا کردید، نوبت به پیدا کردن سرمایه‌گذاران می‌رسد. همان‌گونه که در بالا اشاره شد، اگر در معرفی ایده و سرویس خود به خوبی عمل کرده باشید، احتمال اینکه سرمایه گذاران با محصولات شما آشنا شده و از این طریق جذب شوند زیاد است. گاهی اوقات ممکن است ایده استارت‌آپ شما به اندازه‌ای مناسب جلوه کند که حتی افراد تازه کار نیز مورد توجه سرمایه‌گذاران حرفه‌ای قرار گیرند. این اتفاق برای استارت‌آپ Zapier صورت گرفت. می‌توان از جهت دیگری نیز به این امر نگاه کرد، سرمایه‌گذاران، کاری به غیر از سرمایه‌گذاری بلد نیستند، این افراد و شرکت‌ها دائم به دنبال ایده‌های ناب و درجه یک هستند تا سرمایه‌ خود را به گردش بیاندازند، به همین دلیل اگر در تبلیغ و اطلاع رسانی برای استارت‌آپ خود به خوبی عمل کرده باشید احتمال زیادی وجود دارد که ایده و سرویس شما مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گیرد و آنها به شما پیشنهاد سرمایه‌گذاری بدهند.

جذب سرمایه گذار استارت آپ

جذب سرمایه گذار استارت آپ

بد نیست بدانید استارت‌آپ Zapier یازده سرمایه‌گذار دارد و جالب است که ۷ مورد از این سرمایه‌گذاران به صورت مستقل برای سرمایه‌گذاری در این استارت‌آپ درخواست داده‌اند.
با این حساب اگر سرمایه‌گذاران در ابتدا جذب ایده شما شدند، ترسی به دل راه‌ ندهید و با اعتماد به نفس کامل سر میز مذاکره بنشینید. به هر ترتیب اگر حساب و کتاب شما درست از آب در نیامد و سرمایه‌گذاران به سمت ایده شما هدایت نشدند چاره‌ای نیست به غیر از اینکه شما برای جذب سرمایه آستین بالا زده و راه‌های مختلفی را بررسی کنید.

جذب سرمایه از طریق مشتریان فعلی

اگر مشتریانی دارید که احتمال می‌دهید پتانسیل خوبی برای سرمایه‌گذاری دارند فرصت را از دست ندهید و با یک ایمیل کوتاه و مختصر از آنها برای سرمایه‌گذاری دعوت کنید. در این بین وب‌سایت‌های نظیر IDoneThis و AngelList نمونه‌های خوبی برای راه‌اندازی استارت‌آپ هستند، از وب‌سایت‌های اجرای استارت‌آپ داخلی نیز غافل نشوید و هر از گاهی اینترنت را برای پیدا کردن سایت‌های استارت‌آپ زیر و رو کنید. همان‌گونه که در بالا ذکر شد،‌برای جذب سرمایه روی  مشتریان فعلی خود نیز می‌توانید حساب باز کنید. سعی کنید با ارسال ایمیل نظر آنها را نسبت به پروژه جلب کرده و سپس اقدام به جمع آوری سرمایه کنید.

نکاتی در خصوص معرفی استارت‌آپ

هنگامی که کمر همت به راه‌اندازی استارت‌آپ می‌بندید به معرفی ایده خود بهای بیشتری بدهید، بدون شک اگر ایده به خوبی رنگ‌ و لعاب داده شود سرمایه‌گذاران جذب آن خواهند شد.
البته توجه داشته باشید که در هنگام معرفی ایده خود زیاده روی نکنید و به اصطلاح از آن طرف بام به پایین نیافتید. اگر ایده به خوبی معرفی نشود ممکن است حتی نظر مشتریان فعلی شما نیز عوض شده و آنها را از دست بدهید.

عقد قرار داد و مراحل رسمی سرمایه‌گذاری برای استارت‌آپ

پس از اینکه هفت خوان جذب سرمایه‌ را برای استارت‌آپ خود پشت سر گذاشتید نوبت به مشخص کردن بایدها و نباید‌ها برای سرمایه‌گذاران است. بدون شک این قسمت خسته‌ کننده‌ترین مورد جذب سرمایه است. در این‌گونه مواقع سعی کنید تا جایی که ممکن است در جذب سرمایه‌ محکم کاری کنید تا در آینده میان شما و سرمایه‌گذاران دودستگی و جدایی ایجاد نشود.
گرفتن مشاوره از افرادی که تجربه این کار را دارند یا دفاتر مشاوره حقوقی می‌تواند راه‌کار مناسبی باشد.

جمع‌بندی

جمع‌آوری سرمایه عملی نیست که مدیران استارت‌آپ به آن سرسری نگاه کنند. برای این‌ کار تیم شما باید ماه‌های متوالی سخت کار کند تا بتواند اقبال عمومی سرمایه‌گذاران را به استارت‌آپ جلب کند، این امر اگر شما و گروه شما شناخته شده نباشد و برای اولین بار قصد به راه‌اندازی استارت‌آپ داشته باشید بدون شک دشوارتر است. پس از جلب اقبال عمومی، کار اصلی شما شروع می‌شود و باید با سرمایه‌گذاران بالقوه مذاکره کنید، در مرحله بعد اگر ایده شما آش دهن سوزی باشد و بتوانید نظر سرمایه‌گذاران را جلب کنید نوبت به کار سخت که همان عقد قرار داد است می‌رسد.

جذب سرمایه برای استارت‌آپ مشکلات خاص خود را دارد و اگر بخواهیم ماحصل راه‌حل‌های پیشنهاد شده را مرور کنیم به این نکات می‌توان اشاره کرد:

مشکلات خود را مشخص کنید.
برای هر مشکل راه‌حل مناسبی پیدا کنید.
سعی کنید ایده و کالای مطرح شده در استارت‌آپ شما با اقبال عمومی روبرو شود.
مقدار سرمایه‌ای را که باید جذب شود مشخص کنید.
سرمایه‌گذاران  را با استارت‌آپ خود آشنا کنید.
منتظر بازخورد‌های منفی باشید و به هیچ وجه تسلیم نشوید.
سعی کنید فرآیند جذب سرمایه به سرعت انجام شود تا سرمایه‌گذاران دلسرد نشوند.
پیشنهاد می‌کنیم یکی از موسسین استارت‌آپ، تمامِ وقت خود را برای جذب سرمایه متمرکز کند.

در پایان باید گفت، اگر تمامی این موارد به خوبی پیش برود و ایده شما هم برای جذب سرمایه مستعد باشد انتظار می‌رود سرمایه مورد نیاز شما فراهم شود، ناگفته نماند که پس از این مراحل اگر در اواسط استارت‌آپ مجدد کفگیر شما به ته دیگ خورد بد به دل راه‌ ندهید و فرآیند جذب سرمایه‌ را دوباره آغاز کنید.

مدیریت پیج اینستاگرام

اینستاگرام
اینستاگرام

می‌توان گفت که بخشی جدا ناشدنی از زندگی امروزه ی انسان‌هایی که با تکنولوژی سروکار دارند، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی است. یکی از معروف ترین این شبکه‌ها، شبکه ای ست که در سال ۲۰۱۲ وارد دنیای مجازی شد. یعنی همان اینستاگرام. همان طور که می‌دانید استفاده ی اصلی از اینستاگرام، اشتراک گذاری عکس است ولی می‌توان به طور محدود فیلم‌ها را هم به اشتراک گذاشت.

در ابتدا فقط می‌شد که فیلم‌هایی با مدت زمان ۱۵ ثانیه را به شِیر کرد. در ماه سپتامبر گذشته این زمان، برای کاربران منظم یا regular users به ۳۰ ثانیه افزایش یافت.

اینستاگرام باز هم این محدودیت را افزایش داد و در این هفته به یک دقیقه رساند. شرکت T-Mobile اولین کاربر اینستاگرام بود که از این زمان ۱ دقیقه ای برای تبلیغ تریلرهای خود استفاده کرد. این گونه، امکان تبلیغ در اینستاگرام شکل رسمی‌تری به خود می‌گیرد و دیگر مانند فیلم‌های معمولی که به اشتراک گذاشته می‌شوند نخواهد بود.

می‌توان گفت که این اقدام اینستاگرام، حرکتی به سمت استفاده از محبوبیت خود برای افزایش درآمد بوده است. شبکه ای که امروزه بیش از ۴۰۰ میلیون کاربر دارد، کمی‌شرکت‌های بزرگ دنیا را وسوسه می‌کند تا دلارهای خود را برای تبلیغات در این شبکه خرج کنند. به هرحال به نظر می‌رسد که با این شرایط اینستاگرام بیش از پیش جنبه ی تبلیغاتی پیدا خواهد کرد.

0 480

آموزش مقدماتی HTML

آموزش ویدئویی HTML مقدمات شروع کار

آموزش طراحی سایت Frontend فصل اول : HTML مقدماتی موضوع این ویدئو: آشنایی با محیط کاری در این آموزش نرم افزارهای مورد نیاز برای کار با HTML معرفی و نحوه ی استفاده از آنها آموزش داده می شود. همچنین ساختار یک برنامه تحت وب و فولدر بندی آن توضیح داده می شود و از باید و نبایدها در نوشتن تگ های HTML گفته می شود.

ما در اینجا می گوییم که برای شروع کار با HTML به چه ابزارهایی و به چه دانش هایی نیازمندید.

پوسته عکاسی وردپرس
پوسته عکاسی وردپرس

سانتونه یک پوسته وردپرس فوق العاده زیبا و حرفه ای برای نمایش نمونه کارها است. این پوسته وردپرس متناسب برای سایت های شخصی و شرکتی و عکاسان و طراحانی است که می خواهند سایتی منحصر به فرد داشته باشند.

این پوسته وردپرس با قابلیت مدیریت کلیه موارد در بخش نمونه کارها می تواند سایت شما را به یکی از بهترین و ویژه ترین سایت ها در زمینه ی خود تبدیل کند.

پوسته وردپرس سانتونه با داشتن امکانات فراوان و طراحی بی نظیر به یکی از پوسته های فوق العاده وردپرس تبدیل شده است.

این پوسته وردپرس دارای فایل زمینه ی راهنما جهت نصب دمو و محتویات قالب است و شما می توانید از طریق آن به راحتی و در کمتر از یک ساعت سایت خود را بارگزاری و پیاده سازی کنید.

ویژگی های پوسته نمونه کار سانتونه :

آماده به کار با وردپرس 3.8

استفاده از کدهای کوتاه در ساخت مطالب و محتوا

سیستم لایک و پسند مطالب

دموی فارسی با فایل xml

واکنش گرا

نصب آسان با راهنمای فارسی

مدیریت قوی بروی نمونه کارها

استفاده از افزونه محبوب فرم تماس 7 برای ارسال درخواست ها

مستندات انگلیسی برای بررسی جزئیات مخصوص طراحان سایت

5 طرح برای نمایش نمونه کارها

5 افکت برای آوردن نمونه کارها

امکان افزودن فیلم و ویدئو از یوتیوب و ویمئو

فارسی سازی شده و راستچین

و…

جهت خرید و دانلود قالب کلیک کنید

تگ های سرتیتر را جدی بگیرید

استفاده از تگ ها در سئو
استفاده از تگ ها در سئو

تگ های سرتیتر یکی از مهمترین عوامل معرفی هر صفحه به موتورهای جستجو هستند. اگر قصد دارید سایتی در بالاترین نتایج جستجوی گوگل داشته باشید باید از اهمیت استفاده از تگ های سرتیتر و قوانین استفاده از آنها اطلاع داشته باشید.

اولویت بندی تگ های سرتیتر در سئو

تگ h1 معرف صفحه شما

مهمترین تگ در سرتیتر ها ، به طور حتم تگ <h1> است. این تگ معرف نام اصلی صفحه است. اگر می خواهید صفحه ی خود را با یک نام معرفی کنید دو کار باید انجام دهید. عنوان صفحه را در تگ های title و h1 قرار دهید. البته این را به خاطر داشته باشید که استفاده از تگ h1 محدودیت دارد! شما برای بهینه کردن محتوای سایت خود با تگ h1 فقط می توانید 2 بار از آن استفاده کنید. استفاده بیش از 2 بار برای صفحه شما امتیاز منفی به همراه خواهد داشت.

پس نتیجه ی اول این که شما حداقل باید در هر صفحه یک تگ h1 داشته باشید و حداکثر تعداد استفاده از تگ h1 در هر صفحه 2 عدد می باشد.

تگ h2 معرف موضوعات مطلب شما

تگ h2 در اولویت دوم برای ربات های موتورهای جستجو قرار دارد. استفاده از این تگ برای جداسازی موضوعات صفحه بسیار مناسب است. تعداد استفاده بهینه از این تگ در هر برگه حداقل 2 عدد و حداکثر 20 عدد توصیه می شود.

تگ h3 معرف لینک ها و صفحات و محصولات دیگر

تگ h3 در اولویت آخر برای ربات های موتورهای جستجو قرار دارد. از این تگ معمولا برای معرفی لینک های صفحات دیگر از جمله عناوین نمونه کارها، عناوین محصولات استفاده می شود. البته می توان از این تگ برای سرتیترهایی که اهمیت کمتری دارند نیز استفاده کرد.

تگ های h4 و h5 و h6 در سئو چه کاربردی دارند؟

تگ های h4 تا h6 فعلا در اولویت بندی محتوا تاثیر بسزایی ندارند. البته نظر خود من در این است که شما هر از گاهی از تگ h4 نیز در صفحات خود استفاده کنید. استفاده از تگ h4 فعلا برای عناوین ابزارک ها بسیار مناسب است.
برای این می گوییم که از این تگ استفاده کنید زیرا که در الگوریتم های قدیمی تر موتورهای جستجو ابتدا فقط تگ h1 مهم بود، اما بعد از آن تگ h2 و h3 نیز به ترتیب به الگوریتم های بهینه سازی اضافه شد و بعید نیست روزی h4 نیز به آن اضافه گردد.

 

لوکال سئو
لوکال سئو

لوکال سئو ( Local SEO یا همان بهینه سازی محلی ) به معنی آماده سازی سایت و اطلاعات آن جهت نمایشی منحصر بفرد در یک منطقه خاص در نتایج گوگل می باشد. موتور جستجوی گوگل روش های مشخصی برای درک اطلاعات موجود در صفحات وب و ایجاد ارتباط میان آنها دارد، یکی از مهمترین روش ها لوکال سئو است. اگر کسب و کاری داشته باشید که در منطقه‌ی خاصی فروش بیشتری دارد٬ حتما با عنوان Local SEO یا بهینه‌سازی محلی آشنا هستید. به شرکت‌های مختلف برای بازاریابی اینترنتی رجوع کرده‌اید و آنها به شما گفته‌اند که با کمک بهینه سازی محلی می‌توانید فروش و حضور خود را در نتایج جستجو افزایش دهید. اما پس از شنیدن کلمه‌ی “بهینه سازی محلی” ممکن است فکر کنید٬ چرا به بهینه سازی محلی نیاز دارم؟ چه کمکی به کسب و کار من می‌کند؟ اصلا بهینه سازی محلی یعنی چه؟

به طور خلاصه می توان گفت لوکال سئو به سلسله کارهایی که برای بهبود جستجو یک مطلب، در یک شهر یا یک منطقه جغرافیایی انجام می شود، گفته می شود. هر کسب و کاری که مشتریانش را افرادی ساکن شهر/مکان خاصی تشکیل می‌دهد٬ می‌تواند از بهینه سازی محلی سود ببرند. این کسب و کارها می‌توانند رستوران باشند٬ فروشگاه زنجیره‌ای باشند یا هر نوع کسب و کاری که در شهر یا مکان خاصی فعالیت می‌کند باشند. اگر کسب و کار شما مکان فیزیکی دارد و خدمات آنلاین هم ارائه می‌کند با استفاده از بهینه سازی محلی می‌توانید رشد چشم‌گیری در جذب مشتریان داشته باشید.

برای بهینه سازی محلی چه کار هایی باید انجام دهیم؟

– استفاده از NAP و ورود دقیق و کامل اطلاعات کسب و کارتان شامل (Name, Adress, Phone) در سایت‌های مختلف مثل سایت های اطلاع رسانی مشاغل ، سایت های شهری ، سایت های دفاتر تلفن آنلاین ،

– ثبت آدرس سایت خود در گوگل مپ به عنوان یکی از روش های سئو محلی یا Local

– ایجاد صفحه ی گوگل پلاس  و جمع آوری پلاس ها و نظرات مختلف بازدید کنندگان برای کسب و کارهای محلی

– قرار دادن مطالب و متون مفید و بهینه نویسی شده بر اساس محتوای محلی در وب سایت خود

– دریافت بک لینک از سایت هایی که با سایت شما موضوع مشترک دارند و یا  از لحاظ منطقه جغرافیایی اشتراک دارید .

کارآفرین موفق ایرانی

کارآفرین موفق ایرانی
کارآفرین موفق ایرانی

همسر پی‌یر از اینکه نمی توانست شیرینی های عروسکی خود را در شهر سانفرانسیسکو به فروش برساند گله مند بود؛ پی‌یر پیشنهاد داد تا برای یافتن شرکای تجاری و خریداران در شهر سانفرانسیسکو از اینترنت استفاده کند. بعد از چند روز کار پی‌یر توانست سایت Web Auctions را برای فروش اینترنتی کالا راه بیاندازد اما خود پی‌یر هرگز فکر نمی کرد این سایت تبدیل به بزرگترین پایگاه حراج اینترنتی جهان شود. با ما همراه باشید تا با هم مروری داشته باشیم بر داستان موفقیت بنیانگذار eBay و ثروتمندترین ایرانی جهان؛ آقای “پی‌یر امیدیار”

کودکی و نوجوانی

پی‌یر مراد امیدیار در سال ۱۹۶۷ از والدین ایرانی در پاریس زاده شد. او در سن ۶ سالگی به واسطه کار پزشکی پدرش به بالتیمور آمریکا نقل مکان کرد. پدرش در دانشگاه جان هپکینز به کار پزشکی مشغول بود و مادرش “الهه میرجلال امیدیار” نیز یک استاد زبانشناس شناخته شده در دانشگاه سوربن است.

پی‌یر که از نوجوانی علاقه زیادی به کار با کامپیوتر داشت در دبیرستان حاضر بود از ساعت درس ورزش خود بگذرد تا بتواند با کامپیوتر کار کند. مدیران مدرسه که به علاقه او به کار با کامپیوتر پی برده بوند از او خواستند تا برنامه ای برای چاپ کردن کارت های کتابخانه بنویسد؛ این کار با حقوق ۶ دلار در سن ۱۴ سالگی اولین کار کامپیوتری پی‌یر بود.

تحصیلات دانشگاهی

پی‌یر برای دنبال کردن علایقش در رشته علوم کامپیوتر در دانشگاه تافتز مشغول به تحصیل شد. حین تحصیل او برنامه ای برای کمک به مدیریت حافظه کامپیوترهای مکینتاش اپل را توسعه داد و در فضای وب با عنوان “Shareware” آن را به اشتراک گذاشت و از کاربران برای حمایت مالی درخواست کرد اما کمک های ارسالی به او کفاف هزینه صندوق پستی که بدین منظور اجاره کرده بود را هم نمی داد!

او پس از فراغت از تحصیل در شرکت Claris یکی از شرکت های تابعه اپل مشغول به کار شد. پس از سه سال کار به عنوان توسعه دهنده نرم افزار  ،در سال ۱۹۹۱ پی‌یر با کمک سه تن از دوستانش شرکت Ink را راه اندازی کرد که برای کامپیوترهای قلمی (چیزی شبیه تبلت های امروزی) برنامه توسعه می داد. او یک سایت تجارت الکترونیک به نام eShop  نیز برای این شرکت توسعه داد، گرچه روند کار کامپیوترهای قلمی رو به رشد بود اما این شرکت تنها توانست توجه جزیی مایکروسافت را به خود جلب کند تا این که سرانجام در سال ۹۶ توسط مایکروسافت خریداری شد.

پس از تجربه کار در این استارت آپ، پی‌یر امیدیار در شرکت General Magic به عنوان توسعه دهنده ارتباطات مشغول به کار شد. در کنار این کار او به توسعه صفحات وب در ساعات اوقات فراغت می پرداخت. پی‌یر در این زمان با همسر آینده خود “پاملا وزلی” آشنا شد. پاملا که علاقه زیادی به جمع کردن Pez  داشت ( Pez نوعی شیرینی است که در ظرفی عروسکی قرار دارد و برای خارج کردن شیرینی باید سر عروسک را به پایین فشار داد) ، از این که نمی توانست شریک و همکاری در سان فرانسیسکو پیدا کند عاصی شده بود. علاقه شدید نامزد پی‌یر برای جمع آوری کلکسیون Pez پی‌یر را تشویق کرد تا در کنار وب سایت شخصی خود یک سامانه آنلاین برای فروش و خرید کالا بسازد تا همسرش بتواند برای خرید و فروش کلکسیونش راحتتر کارکند. او که نام این سایت را Auction Web گذاشت و در سال ۱۹۹۵ از این سایت رو نمایی کرد اما هرگز فکر نمی کرد این سایت به بزرگترین حراجی اینترنتی تبدیل شود و او را میلیاردر کند.

o-OMIDYAR-facebook

تاسیس eBay

Auction Web که ابتدا به عنوان یک تالار گفتگو پیرامون خرید و فروش ساخته شده بود بسیار ساده بود و هیچ روشی برای حل اختلاف بین اعضا، پیش گیری از کلاه برداری یا پرده برداری از عدم صداقت نداشت. این سایت تنها یک مکان ساده برای عرضه  و فروش کالا بود. علاوه بر این برخلاف انتظار نامزد پی‌یر اولین کالای فروخته شده یک جعبه Pez نبود بلکه یک نشانگر لیزری شکسته و خراب بود!

برخلاف انتظار پی‌یر بعد از رونمایی از سایت سیل عظیمی از عروسک های باربی، خرس بانی و انواع وسایل به دردنخور منزل روانه سایت شدند. ترافیک سایت خیلی بالا رفت و پی‌یر مجبور شد از دوستش Jeff Skoll کمک بخواهد تا با هم سایت را به یک سرور قوی تر و گرانتر منتقل کنند. پی‌یر برای تامین هزینه های این سرور تصمیم گرفت از هر کالا برای معرفی مبلغ ناچیزی پول بگیرد و برای فروش هر کالا نیز درصدی از قیمت کالا را دریافت کند. بعد از مدتی او نام سایت را به eBay  تغییر داد و کماکان ترافیک سایت نیز رو به رشد بود. به نظر می رسد امیدیار توانسته بود از تخصص اش در کامپیوتر بالاخره به پولی برسد. او می گوید: در آن زمان مجبور بودم یک نفر را استخدام کنم تا فقط چک های ارسالی به دفترم را باز کند و آنها را رسیدگی کند!

بعد از موفقیت اولیه سایت، امیدیار و دوستش اسکول از کار اصلی خود کناره گرفتند تا با تمام توان خود روی eBay تمرکز کنند. در میانه سال ۹۷ eBay با داشتن ۱۵۰۰۰۰ هزار کاربر و ۷۵۰۰۰۰ هزار حراج در هر روز از پربازدیدترین سایت های اینترنت شده بود. کاربران پی‌یر ۳٫۵ ساعت در ماه در سایت حضور داشتند که از اکثر سایت های اینترنتی بیشتر بود.

رشد شرکت eBay

با توجه به اینکه ترافیک سایت مدام رو به افزایش بود پی‌یر و اسکول تصمیم گرفتند برای کمپانی خود یک ساختار منسجم تر و سرمایه بیشتر فراهم کنند. در ژوئن ۲۰۰۷ آنها توانستند در ازای ۲۲ درصد از سهام شرکت مقدار ۴٫۵ میلیون دلار سرمایه فراهم کنند و با استفاده از تجربه مارگارت ویتمن به عنوان مدیرعامل جان تازه ای به این شرکت ببخشند.

ویتمن توانست eBay را از یک دسته برنامه نویس مستقر در زیرزمین خانه شان به یک شرکت رو به رشد و توانمند تبدیل کند. او یک تیم قدرتمند بازاریابی استخدام کرد و بخش بندی هایی برای فروش کالا در نظر گرفت تا از فروش محتوای غیراخلاقی به افراد زیر هجده سال جلوگیری کند. با گسترش رونق eBay و سازمان دهی بهتر این شرکت در سال ۹۸ در بورس نیویورک به عرضه عمومی گذاشته شد. گرچه eBay در روز اول عرضه قیمت ۱۸ دلار در هر سهم را به خود می دید اما تنها چهار ماه بعد تا قیمت ۳۰۰ دلار صعود کرد. این اتفاق از پی‌یر امیدیار ۳۴ ساله یک میلیاردر ساخت.

هم اکنون eBay با داشتن ۳۴۰۰۰ هزار کارمند و کسب درآمد ۱۸ میلیارد دلار در سال از جمله بزرگترین سایت های فروش اینترنتی در جهان است. امیدیار نیز به واسطه سهام خود از eBay با دارایی ۸٫۵ میلیارد دلاری در صدر لیست ثروتمندترین ایرانی ها قرار دارد و در رده ۱۲۰ مین فرد ثروتمند جهان دیده می شود. پی‌یر در سال ۹۸ با نامزدش ازدواج کرد. پی‌یر که با هدف کمک به همسرش سایت را ساخته بود باعث شد همسرش بتواند کلکسیون بزرگی از ۴۰۰ بسته Pez را برای خود جمع آوری کند.

مدل تجارت eBay

پیشتر راجع به مدل های تجارت الکترونیک صحبت کرده بودیم. مدل تجاری کسب و کار eBay مدل C2C  است. در این سایت هر کسی می تواند هر کالایی را به عرضه بگذارد. قیمت کالاها یا قطعی هستند (عموما شرکت ها و برندهای به نام و معتبر از این قیمت استفاده می کنند) و یا قیمت پایه ای یک حراج هستند که حراج مدتی طول می کشد و در این مدت کاربران قیمت های پیشنهادی خود را ارسال می کنند و در نهایت کالا به بالاترین قیمت به فروش می رسد. eBay برای عرضه کالا رقمی ناچیزدر حد چند سنت را از فروشنده دریافت می کند و هنگام فروش نیز از فروشنده رقمی اندک (حدودا کمتر از دو دلار) دستمزد فروش می گیرد. تعداد بالای فروش هر روزه در eBay و رقم دریافتی از هر خرید باعث درآمد باور نکردنی eBay می شود.

رازهای موفقیت eBay

سیاست eBay مبنی بر اعتماد سازی بین کاربران باعث موفقیت‌اش شد

اصلی ترین عامل موفقیت eBay وپی‌یر امیدیار پیشگام بودن در زمینه تجارت الکترونیک بود. eBay به عنوان یکی از پیشگام ترین سایت های فروش اینترنتی توانست خیلی سریعتر از دیگر رقبا جایگاه خود را پیدا کند. کسب اعتماد بین کاربران در زمانی که هنوز اینترنت مثل امروز فراگیر نشده بود باعث موفقیت بی نظیر eBay شد.

پی‌یر می گوید شش ماه بعد از راه اندازی سایت eBay حجم عظیمی از شکایت ها به گوش من می رسید. همه از هم شکایت می کردند. “حس کردم پدر چند پسر هستم که با هم دعوا می کنند و من باید بینشان صلح برقرار کنم.  نمی دانستم باید چکار کنم.” سپس پی‌یر تصمیم گرفت بر اساس ذات اصلی eBay عمل کند. eBay یک ابزار بود، یک بازار برای خرید و فروش، پس پی‌یر تصمیم گرفت یک ابزار دیگر در اختیار مردم قرار دهد. ابزار نظر و بازخورد که در اختیار کاربران قرار می گرفت اجازه می داد هر کسی بعد از خرید یک کالا نظر خود را راجع به فروشنده و اصالت کالا اعلام کند؛ دیگر خریدران می توانستند نظرات راجع به یک فروشنده را ببینند. بعد از مدتی تمام فروشندگان تصمیم گرفتند با ارائه خدمات و کالای با کیفیت اعتبار خوبی برای خود دست و پا کنند و بتوانند فروش خوبی را تجربه کنند. بدین ترتیب کسب و کارهای کوچک و رو به رشد برای فروش کالای خود از eBay استفاده کردند و این خود باعث رونق eBay شد.

wn20131021f4a

امروزه فروشندگانی که بالای ۹۸% رضایت مشتری داشته باشند و تعداد قابل توجهی فروش نیز کسب کنند نشان خاصی دریافت می کنند که نشان دهنده اعتبار بالای این فروشنده است و باعث می شود مشتری با خیال راحت از آنها خرید کند. در واقع سیاست eBay مبنی بر اعتماد سازی بین کاربران باعث موفقیت اش شد

گرچه فروشندگان معتبر زیادی در eBay وجود دارند اما گاهی اوقات کالاها و اجناس عجیب و خنده داری در eBay به فروش گذاشته می شود. به طور مثال می توان به خوردن نهار با وارن بافت، موی بریتنی اسپیرز، معنای زندگی (هیچ کس نفهمید محتوای این بسته چه بوده است!) ، روحی که در شیشه مربا به دام افتاده! ، پنیر پیتزایی به شکل مریم مقدس! ، اسنکی به شکل کلاه پاپ، نان تست نیم خورده جاستین تیمبرلیک (خواننده آمریکایی)  ، یابنده بشقاب پرنده فضایی، ابزار کشتن خون آشام! ، ناخن یک قاتل سریالی، کشور نیوزیلند به بهای یک دلار (این حراجی به سرعت از سایت حذف شد) ، باقی مانده لیوان آبی که الویس پرسلی (خواننده اسطوره ای آمریکایی) از آن نوشیده بود و یک آخر هفته شاد و به یاد ماندنی با چهار جوان استرالیایی! اشاره کرد.

استارت آپ چیست؟

استارت آپ چیست
استارت آپ چیست

استارت آپ ، واژه‌ای که در سال‌های اخیر زیاد در مورد آن خوانده و شنیده‌ایم. حتی این موضوع وارد کشورمان نیز شده و بعضا شاهد برگزاری گردهمایی‌های تحت عنوان استارت آپ ویکند در شهرهای مختلف کشور هستیم. اما به واقع تعریف استارت آپ چیست؟

استارت آپ واژه‌ای است که در سال‌های اخیر در اخبار دنیای فناوری به کرات شاهد استفاده از آن در توصیف کمپانی‌های نوپایی هستیم که راهکارهای جدیدی را برای حل مشکلات و مسائل موجود در دنیای فناوری مطرح می‌کنند. به طور قطع منشا این واژه در سن فرانسیسکو و دره‌ی سیلیکون نهفته است. اما استارت آپ چیست و به چه کمپانی‌هایی استارت آپ اطلاق می‌شود؟

نیل بلومنتال، موسس و مدیرعامل کمپانی واربی پارکر (Warby Parker) استارت آپ را این چنین تعریف می‌کند:

استارت آپ یک کمپانی نوپا است که که راه‌حلی نوین را برای یک مساله ارائه می‌کند؛ در حالی که تضمینی برای موفقیت کمپانی از طریق راه حل ارائه شده وجود ندارد.

بسیاری استارت آپ را فرهنگ نوینی برای اندیشه‌های نو و خلافیت برفراز ایده‌های موجود می‌دانند که هدف از آن برطرف کردن مشکلات موجود در نقاط کلیدی است که به عنوان پاشنه‌ی آشیل راه‌حل‌های موجود شناخته می شوند.

آدورا چئونگ، موسس و مدیرعامل کمپانی هوم‌جوی (Homejoy) که یکی از استارت‌آپ‌های مطرح ایالات متحده در سال ۲۰۱۳ بوده، در تعریف استارت آپ این مفهوم را با عنوان پنجره ی ذهن رو به آینده خوانده است. وی در این خصوص چنین اظهار نظر کرده است:

تاسیس یا پیوستن به یک استارت آپ به معنای یک تصمیم جدی برای جدا شدن از شرایط ایده‌آل و پایدار به منظور دستیابی به رشد برق‌آسا و تلاش برای ایجاد موجی از تغییرات در مدت زمان کوتاه است.

براساس تعریف Merriam-Webster استارت آپ به این معنی است:

عمل یا مجموعه‌ای از کارها به منظور یک حرکت جدید و یک شرکت یا کسب و کار نوپا

فرهنگ واژگان انگلیسی آمریکن هریتیج نیز استارت آپ را تعریف کرده:

یک کسب و کار یا تعهدی که به تازگی آغاز به فعالیت کرده است.

ویکیپدیا نیز استارت آپ را یک تجارت نوپا در قالب یک کمپانی، شراکت یا سازمان موقت تعریف می‌کند که در پی ایجاد و راه‌اندازی یک مدل تجاری جدید در زمینه‌ی خاصی است. ویکیپدیا نیز نوآوری را به عنوان شاخصه‌ی اصلی استارت آپ عنوان کرده و به این نکته اشاره کرده که در باور عمومی، استارت‌آپ‌ها معمولا ماهیتی مرتبط با فناوری دارند؛ اما این موضوع همیشه صحت ندارد. این دایره‌المعارف اینترنتی درونمایه‌ی استارت آپ را در جاه طلبی، نوآوری و تلاش برای رشد در سطح جهانی تعریف کرده است.

با توجه به تعاریف ارائه شده می‌توان به روشنی دید که تاسیس استارت آپ نیاز به برقراری قوانین خاصی ندارد؛ حال آنکه درآمد، سود و تعداد کارکنان همواره در کمپانی‌های بزرگ تغییر کرده و دغدغه‌ی این مسائل را نیز دارند. استارت آپ فارغ از مسائلی که کمپانی‌های بزرگ با آن دست به گریبان هستند، فقط در زمینه‌ی کاری خود مشغول به کار است.

از نظر پول گراهام، مدیرعامل کمپانی Y Combinator که یک سرمایه‌گذار در زمینه‌ی شتاب بخشیدن به رشد استارت آپ‌ها است، یک کمپانی با قدمت پنج ساله را نیز می‌توان یک استارت خواند؛ اما یک کمپانی ۱۰ ساله تقریبا در حال دگردیسی و گسترش است.

با بررسی تولد و فعالیت استارت‌آپ‌ها در سال‌های اخیر می‌توان به جرات گفت که بصورت میانگین عمر استارت‌آپ ها تقریبا سه سال است و این کمپانی‌های نوپا پس از سه سال دیگر یک استارت آپ شناخته نمی‌شوند. دلایل متعددی برای پایان دوران سه ساله‌ی شناخته شدن به عنوان استارت آپ مطرح است که از جمله‌ی آن می‌توان به تصاحب شدن توسط سایر کمپانی‌های بزرگ، افزایش تعداد دفاتر به بیش از یک مرکز، افزایش درآمد به بیش از ۲۰ میلیون دلار، افزایش تعداد کارکنان به بیش از ۸۰ نفر و افزایش تعداد اعضای اصلی به بیش از پنج نفر یا فروش سهم اعضای اصلی اشاره کرد. در واقع می‌توان در یک جمله‌ی ساده رسیدن استارت آپ به سودآوری را پایانی برای شناخته شدن آن به عنوان یک استارت آپ موفق خواند.

در واقع فاکتور اصلی یک استارت آپ را باید توانایی آن برای رشد بدانیم. گراهام، استارت آپ را یک کمپانی تعریف می‌کند که ساختار آن برای رشد سریع معماری شده است. در واقع تمرکز برای رشد، فارغ از فاکتورهایی نظیر جغرافیایی است که اعضای استارت آپ آن را تاسیس کرده‌اند؛ از این‌رو استارت آپ‌ها را باید از کسب و کارهای کوچک جدا کرد. یک رستوران جدید در یک شهر را نباید به عنوان یک استارت آپ بشناسیم.

مفهوم استارت آپ با صنعت فناوری در هم تنیده شده و ریشه‌های استارت آپ با فناوری در هم گره خورده است

در سال‌های اخیر، در فرهنگ عامیانه، مفهوم استارت آپ با صنعت فناوری در هم تنیده شده و ریشه‌های استارت آپ با فناوری در هم گره خورده است. برای مثال می‌توان به اوبر (Uber) اشاره کرد که در زمینه‌ی پیوند صنعت فناوری با حمل و نقل فعالیت می‌کند. آیا این کمپانی که هم‌اکنون موفق شده با داشتن ارزشی ۳.۵ میلیارد دلاری، سرمایه‌ای ۳۰۷ میلیون دلاری را جذب می‌کند، می‌توان یک استارت آپ به شمار آورد؟ به طور حتم پاسخ این سوال منفی است. اوبر در حال حاضر تبدیل به یک کمپانی چند ملیتی در زمینه‌ی حمل و نقل شده که براساس برآوردهای انجام شده درآمدی ۲۱۳ میلیون دلاری کسب خواهد کرد. از جمله‌ی سایر مثال‌هایی که در این باب می‌توان به آن اشاره کرد، آکیولس است. این استارت آپ با معرفی واقعیت مجازی در قالب هدست‌هایی که با اتصال به کامپیوتر می‌توانند تجربه‌ی جدیدی را برای کاربران به ارمغان بیاورند، در طول چند سال پیشرفت خارق‌العاده‌ای را شاهد بود و در نهایت نیز این کمپانی به زیر پرچم فیس‌بوک رفت که خود زمانی یک استارت آپ به شمار می‌رفت. استارت‌آپ‌ها برای پرورش فناوری‌های خود از تکنولوژی‌های متعددی استفاده می‌کنند؛ در این بین در دسترس بودن فناوری‌ یا محصولات خود این کمپانی‌ها نیز عامل مهمی در موفقیت و رشد یک کمپانی است. برای مثال در کشور آمریکا به واسطه‌ی آمارهای منتشر شده که نشان از دسترسی ۹۸ از درصد از مردم به اینترنت دارد، موفقیت فناوری‌ها و محصولات مبتنی بر اینترنت، تا حدودی تضمین شده است. زمانی که یک استارت‌آپ به اندازه‌ای رشد کند که درآمد آن به چندین میلیون دلار برسد، دیگر باید دوران استارت آپ بودن این کمپانی را رو به اتمام خواند.

در لیست جالب‌ترین استارت‌ آپ‌ها که هر سال که در آمریکا گردآوری می‌شود، می‌توان کمپانی‌های دیگری را دید که در زمینه‌ی املاک فعالیت می‌کنند. همچنین باید به استارت آپ‌های غیرانتفاعی نیز اشاره کرد که به دلیل استفاده از فناوری‌های پیشرفته در خدمات خود، از عنوان استارت آپ برای تعریف خود استفاده می‌کنند. برای قرار گرفتن در میان کمپانی‌هایی که خود را استارت آپ می‌خوانند، باید فناوری نوینی را معرفی کرد که رویکردی آینده‌نگرانه نیز دارد. استفاده از عنوان استارت آپ می‌تواند در زمان استخدام به یاری این کمپانی‌های نوپا بیاید.

البته خود موسسان استارت آپ‌ها، فاکتور خاصی را برای تعریف یک کمپانی به عنوان استارت آپ رد می‌کنند.

راسل دسوزا، موسس استارت آپ سیت‌گیک (SeatGeek) که در زمینه‌ی جستجوی بلیط بصورت اینترنتی فعالیت می‌کند، در این خصوص این چنین اظهار نظر می‌کند:

زمانی که موسسان و افراد در حال کار در یک استارت آپ احساس انجام یک کار خلاقانه و تاثیرگذار روی جامعه را از دست دادند، نمی‌توان از عنوان استارت آپ برای تعریف یک کمپانی استفاده کرد. القای احساس نوآوری و فرهنگ پویای توسعه و پیشرفت در کمپانی با اضافه شدن نفرات جدید و همچنین گذشت چند سال از زمان تاسیس کمپانی بسیار سخت به نظر می‌رسد.
بسیاری از موسسان رفتن زیر پرچم کمپانی‌های بزرگ‌تر را نیز به عنوان زمانی برای پایان عمر یک استارت آپ، قبول نمی‌کنند. البته باید به این موضوع اشاره کرد که شرایط خرید استارت آپ‌ها توسط کمپانی‌های مختلف نیز متفاوت است. همچنین در صورتی که یک کمپانی وارد تالار بورس شده و سهام آن بصورت گسترده در اختیار افراد قرار گیرد، نمی‌توان دیگر این کمپانی را به‌عنوان یک استارت آپ شناسایی کرد.

اما در یک تعریف کلی می‌توان استارت آپ را به مجموعه‌ای تعمیم داد که درآمدی کمتر از ۲۰ میلیون دلار داشته و تعداد کارکنان آن نیز کمتر از ۸۰ نفر باشد. همچنین باید به خصوصیات موسس استارت آپ نیز اشاره کرد. در صورتی که فردی با هدف تبدیل شدن به یک کمپانی بزرگ در سطح کشوری یا جهانی اقدام به تاسیس کمپانی خود کند، مجموعه‌ی زیر نظر وی را می‌توان استارت آپ و وی را موسس استارت آپ خواند.

در کشورمان نیز این روزها شاهد ظهور استارت آپ‌های متعددی هستیم. حتی کمپانی‌هایی نیز وجود دارند که در صورت مقبول بودن طرح و آنچه که استارت آپ در پی رسیدن به آن است، درصدد حمایت از این کسب و کار برمی‌‌آیند. با یک گشت و گذار ساده در اینترنت می‌توان نمونه‌های موفق استارت آپ‌های داخلی را نیز مشاهده کرد. توسعه‌ی یک ایده و راه‌اندازی یک استارت آپ پیش از داشتن ایده و ابزار، نیازمند خودباوری است. در صورتی که شما نیز ایده‌ای دارید، می‌توانید با سنجش تمام جوانب، استارت آپ خود را راه‌اندازی کرده و به عنوان یک کارآفرین شناخته شوید. کشورمان ایران در بسیاری از زمینه‌ها مکان بکری برای راه‌اندازی و ارائه‌ی سرویس‌های مختلف است.

استارت آپ

چه زمانی در اینستاگرام تصاویر خود را ارسال کنیم؟

اینستاگرام زمان مناسب برای ارسال مطلباینستاگرام زمان مناسب برای ارسال مطلب
اینستاگرام زمان مناسب برای ارسال مطلب

بر طبق آمارهای جهانی در مدیریت شبکه های اجتماعی ، رفتار کاربران اینترنتی در همه روزهای هفته تقریبا مشابه هم است، ولی بهترین روز برای گرفتن بیشترین تأثیر از مطالب اینستاگرام روز اول هفته، یعنی شنبه است.

همچنین می‌توان گفت که زمان مناسب برای ارسال مطلب در اینستاگرام بعد از ظهر روزهای وسط هفته و حدود ساعت ۳ تا ۴ بعد از ظهر خواهد بود.

این‌ یک داستان نیست، بسیاری از کاربران اینترنتی رفتارهای مشابهی باهم دارند، پس می‌توانید از این رفتارهای مشابه و اینکه معمولاً افراد چه ساعاتی در اینستاگرام به وقت گذرانی می پردازنداستفاده کنید، ولی لازم به ذکر است که با توجه به آمار و نتایج گذشته و تفکر هوشمندانه بهترین زمان را برای کسب‌وکار خود بیابید و پست‌های خود را ارسال کنید و در صورت امکان از نرم افزار های حرفه ای برای گزارش گیری استفاده نمایید.

بهترین زمان برای ارسال مطلب در اینستاگرام

نکات و اصول شروع استارت آپ

نکات و اصول شروع استارت آپ
نکات و اصول شروع استارت آپ

شروع یک استارت آپ قوی و ایده آل یا همان شروع یک کسب‌و‌کار جدید با خیال پردازی ، الگوبرداری از دیگران و یا توجه به رقبا صورت نمی‌گیرد بلکه نیازمند تحقیق و شناخت بازار است. اقداماتی هست که پرداختن به آن‌ها قبل از شروع استارت آپ ضروری است و به موفقیت شما در آغاز کسب‌و‌کار نوپای‌تان و همچنین پخته شدن ایده تان کمک می‌کند. امید است با مطالعه این مقاله شما را به بهترین رویکرد در خصوص شروع استارت آپ خود برسانیم.

هزاران نفر ایده‌های خوبی در سر دارند؛ اما به یک استراتژی خوب نیاز دارند تا ایده هایشان را عملی کنند.بله، اجرا مهمتر از ایده است. قبل از شروع کار شما به یک نقشه راه نیاز دارید که اصطلاحا به آن نقشه تجاری یا business plan می گویند. یک طرح جامع برای کسب‌و‌کار به شما کمک می‌کند تا بدانید که می‌خواهید چه چیزی را برای چه کسی و چگونه تولید و عرضه کنید. مهم‌تر از همه این است که شما راه کسب درآمد خود را پیدا کنید. اینکه شما در کسب و کار خود چگونه و از چه راه هایی پول در می آورید. راه های افت و افزایش آن را بررسی کنید و برای هر کدام برنامه ای طرح کنید. همچنین ابعاد هر کدام از کارها را با توجه به بودجه ی خود در نظر بگیرید. در زیر با پاسخ دادن به سوالات می توانید به یک نتیجه صریح به شروع کردن یا نکردن استارت آپ برسید.

سوال اول‌: مشتریان شما چه کسانی هستند؟

اولین سوال در تهیه یک طرح جامع برای کسب‌و‌کار مربوط به شناخت مشتریان می‌شود. شما باید به طور واضح و دقیق مشخص کنید که محصولات و خدمات خود را برای چه کسانی با چه نیازها و علائقی تولید و طراحی می‌کنید. در حقیقت مشتریان قلب هر کسب‌و‌کار هستند و بدون حضور آن‌ها هیچ گونه سودآوری صورت نمی‌گیرد. در ابتدا باید گروه‌های مختلفی از افراد یا سازمان‌هایی که قصد تولید محصول و یا ارائه خدمات به آن‌ها را دارید مشخص کنید؛ و بعد هشیارانه و با تحقیق تصمیم بگیرید خواهان ارائه خدمات به کدام بخش مشتریان هستید و از کدام بخش باید چشم‌پوشی کنید.

سوال دوم‌: چه ارزشی برای مشتریان خود خلق می‌کنید؟

اگر شما ارزش مناسبی که نیازی از مشتری و یا مسئله ‌ای از او حل نکند، را خلق نکنید نمی‌توانید مشتریان را جذب و تشویق به استفاده از محصول و یا خدمات خود کنید. در واقع ارزش پیشنهادی دلیل ترجیح یک محصول نسبت به سایر محصولات مشابه موجود در بازار باشد. ارزش پیشنهادی هم می‌تواند کمی(قیمت، قابلیت دسترسی آسان، سرعت خدمت رسانی) و یا کیفی(طراحی، سفارشی سازی، تجربه مشتری) باشد.

سوال سوم‌: راه‌های ارتباط با مشتریانتان چیست؟

رابطه با مشتریان شامل ارتباطات حضوری و همچنین خدمات پشتیبانی می‌شود. مشخص کنید از چه طریق می‌خواهید مشتریان خود را از محصولات، ویژگی‌ها و ارزش‌های آن با خبر کنید؟ هر یک از مشتریان از شما انتظار برقراری چه نوع ارتباطی را دارند؟ چگونه خدمات پس از فروش برای مشتریان فراهم می کنید؟ هزینه این روابط چقدر است؟ توجه داشته باشید که ارتباط مناسب با مشتری موجب به حفظ مشتری و در نهایت خلق مشتریان جدید می‌شود.

سوال چهارم‌: راه‌های درآمدی شما چیست؟

فروش خدمات و محصولات، گرفتن حق عضویت، اجاره دادن و قرض دادن در ازای پرداخت مبلغی و … از راه‌های کسب درآمد برای یک کسب‌و‌کار می‌باشد.

تحقیق کنید مشتریان شما برای چه محصولات و یا خدماتی حاضر به پرداخت پول می‌باشند؟ آن‌ها در حال حاضر برای چه چیزی پول می‌پردازند و چگونه پول را پرداخت می‌کنند؟

سوال پنجم: چه فعالیت‌هایی را باید انجام دهید؟

هر کسب‌و‌کار برای موفقیت خود نیاز به انجام یک سری فعالیت دارد. این اقدامات بسته به نوع کسب‌و‌کار متفاوت است و می‌تواند شامل فعالیت‌هایی برای ساخت و ارائه محصول با کیفیت و با مقدار بالا، یافتن راهکارهای جدید برای خلق و ارزش پیشنهادی به مشتری، راه های دست‌یابی به بازار و حفظ ارتباط با مشتری باشد.

قبل از شروع استارت‌آپ خود باید مشخص کنید که ارزش‌های پیشنهادی شما برای عرضه به چه فعالیت‌هایی نیازمند است؟ برای ارتباط با مشتری چه کار‌هایی باید انجام دهید؟ برای افزایش جریان درآمدی چه اقداماتی باید صورت دهید؟

سوال ششم: مهم ترین هزینه‌های شما چیست؟

در یک کسب‌و‌کار موفق قطعا باید در‌آمدها بیشتر از هزینه‌ها باشند. از جمله کارهایی که قبل از راه‌اندازی استارت‌آپ خود باید انجام دهید بررسی هزینه‌ها و تجزیه و تحلیل آن‌ها ست. ساختار هزینه‌ها شامل هزینه‌های ثابت، هزینه‌های متغییر از جمله هزینه‌های تبلیغات و … می‌باشد. بدیهی است که در ابتدای کار باید تا جایی که ممکن است هزینه‌ها را کاهش دهید.

مهم ترین هزینه‌های خود را شناسایی کند. پرهزینه ترین فعالیت خود را مشخص کنید. هزینه‌های ثابت که شامل دستمزدها، اجاره‌بها و .. می‌باشد را تعیین کنید. و در نهایت پس از مشخص کردن ساختار هزینه‌ها، راه‌های چگونگی کاهش آن را بیابید.

جمع بندی پاسخ ها و تعیین یک استراتژی مناسب

پاسخ صحیح دادن به تمامی این سوال‌ها تاثیر بسزایی در موفقیت کسب‌و‌کار شما خواهد داشت. در واقع شما با یافتن پاسخ‌های شفاف و صریح می‌توانید یک استراتژی مطلوب برای کسب‌و‌کار خود پیدا کنید. یک استراتژی خوب چشم‌انداز، محدوده محصولات و خدمات، انواع مشتریان و راه‌های خدمات‌رسانی کسب‌و‌کار را به طور واضح و دقیق تعیین می‌کند. انجام این کار شما را از دیگر رقبایتان متمایز می‌کند، باعث جذب بیشتر مشتریان می‌شود و به شما قابلیت‌های رقابتی بیشتر برای حفظ و توسعه کسب‌و‌کارتان می دهد.

بعضی‌ از کارآفرین‌های جوان معتقدند بدون فوت وقت باید اقدام به راه اندازی ایده خود کنند، در صورتی که با انجام تحقیق و پاسخ به سوالات مطرح شده که ممکن است کمی وقت‌گیر و خسته‌کننده باشد، قادر خواهید بود یک استراتژی خوب برای استار‌ت‌آپ خود تعیین کنید و یک مدل کسب‌و‌کار موفق را خلق کنید. تاثیر یک استراتژی خوب و خلق یک مدل کسب‌و‌کار صحیح در موفقیت یک کسب‌و‌کار نوپا آن قدر اهمیت دارد که نباید به خاطر وقت‌گیر بودن از آن صرف نظر کرد.

نکات شروع یک استارت آپ و اصول اولیه اجرای ایده

نکات شروع یک استارت آپ مجله سئو
نکات شروع یک استارت آپ مجله سئو

داشتن یک ایده ی کارآفرینی مهم نیست، بلکه اجرای درست آن مهم است. کارآفرینان خبره ی دنیا نیز در پیاده سازی بسیاری از ایده های خود با شکست مواجه می شوند. البته این به این مفهوم نیست که داشتن یک ایده خوب مهم نمیباشد، بلکه به این منظور است که مهم تر از داشتن یک ایده برای شروع یک استارت آپ ، مهم نحوه و قدرت اجرای آن است.

اگر شما موارد زیر را درمورد ایده ی خود مورد بررسی قرار دهید، شانس موفقیت شما چند برابر خواهد شد. از همینجا برای همه کسانی که می خواهند کسب و کاری را راه اندازی کنند آرزوی موفقیت می کنیم.

۱- پرستش ایده ی خود!

اگر شما فقط برای ثروتمند شدن ایده ی خود را دوست دارید، همین الآن دست نگه دارید. ثروتمند شدن انگیزه ی خوبی جهت پیشبرد ایده ی شماست اما مطمئناً تا زمانی که به پول برسید، باعث می شود شما را از ادامه ی کار خود پشیمان کند. آیا حاضرید ۱۰ سال سختی بکشید و در سال ۱۱ام شاید به پول برسید؟ پس نتیجه می گیریم فقط کسب درآمد از یک ایده نباید ملاک کار باشد، شما باید به ایده ی خود ایمان داشته باشید تا بتوانید برای رساندن ایده ی خود به بهترین روند کاری هر کاری را انجام دهید.

۲- ساده سازی کردن

مارک زاکربرگ مالک فیسبوک یک شب از خواب بیدار نشده و استارت آپ شبکه اجتماعی خود را یک روزه پیاده نکرده است. تمام ایده های مهم  کارآفرینی دنیا یک روزی با یک ایده ی ساده شروع شدند و بعد به ایده های کاملی که الآن بخاطر آن ها معروفند تبدیل شدند. پس سعی کنید اگر ایده ی بزرگی دارید آن را فازبندی کنید، فاز ها را اینقدر ساده بچینید که رسیدن به آنها در زمانی معین و با بودجه ای مشخص امکان پذیر باشد. پس از موفقیت در هر فاز به فازهای بعدی بروید. کار خود را با یک ایده ی ساده، حل یک مسئله، برای یک مشتری آغاز کنید و همینطور پیش بروید تا به موفقیت های بعدی برسید.

۳- بر روی یک جریان درآمدی متمرکز شوید

ایده های کارآفرینی زمانی که بر روی یک جریان درآمدی تمرکز داشته باشند، شانس موفقیتشان بیشتر خواهد بود. پس با یک جریان درآمدی شروع کنید، اگر نتوانستید با یک جریان درآمدی، پول بسازید، پس بهتر است ایده ی خود را رها کنید. منظور از این که شما ایده ی خود را در یک جریان درآمدی متمرکز کنید یعنی طوری برنامه ریزی کنید که فقط بر روی یک فیلد کاری درآمد کسب کنید. متمرکز شوید و همه کار برای بهتر شدن کارها در آن فیلد انجام دهید.

۴- چند مرحله برای فروش اولین محصول خود نیاز دارید؟

اگر تعداد این مرحله ها، که همان سختی راه اندازی یک ایده ی کارآفرینی نوپاست، بیشتر از ۳ بود، پس ایده ی خوبی ندارید! کاربران و مشتریان شما با زیاد شدن مرحله ها حوصله شان سر خواهد رفت و اعتمادشان کمتر خواهد شد. پس برای فروش باید مراحلی سریع را در نظر بگیرید.

۵- شناخت از مشتریان

شناخت دقیق بازار هدف، مهم ترین اصل در پیشبرد یک استارت آپ نوپاست، مثلاً مشتریان شما، بین ۱۸ تا ۲۰ سال، مجرد، جنسیت مرد و دانشجو در گرایش معماری هستند. هر چقدر که می توانید، مشتریان خود را دقیق تر شناسایی کنید. بهترین مشتری که می توانید داشته باشید، شخص خود شماست، به همین دلیل است که بهترین ایده های کارآفرینی دنیا با تمرکز بر رفع نیاز و حل مشکل خود شخص کارآفرین شکل گرفته اند.

۶- شناخت بازار

راجع به آینده ی محصولی که ارائه می دهید تحقیق کنید و ببینید ایده ی کارآفرینی شما چه آینده ای دارد. اگر تا به حال در مورد این موضوع تحقیق نکردید بهتر است سریع تر دست به کار شوید.

شناخت بازار نیز یکی از مهمترین مولفه های پیروزی در کسب و کارهاست. سعی کنید مدیریت تبلیغاتی خود را بهبود ببخشید. بازار خود را خوب بشناسید. یک توصیه شخصی این است که اگر سرمایه کمی برای شروع استارت آپ خود دارید شعاع بازار هدف خود را کوچک کنید! یعنی ابتدا از ساختمانی که در آن هستید شروع کنید، خدمات خود را به کل ساختمان معرفی کنید. بعد اگر در ساختمان موفق به تبلیغات و شناساندن خود شدید به سراغ کوچه و محله تان بروید و …. همینطور ادامه دهید. بازار خود را طوری گسترش دهید تا بودجه کم نیاورید.

۷- وارد بازار بزرگتر از خود نشوید:

اگر بازاری که بر روی آن می خواهید تمرکز کنید، بسیار بزرگ تر از مقداری باشد که شرکت شما پاسخگوی نیاز آن هاست، باعث می شود که شما هم بازار های کوچک را از دست دهید و هم به بازار بزرگ نرسید. پس استارت آپ خود را در یک قبرستان آغاز نکنید. یک ضرب المثل قدیمی هست : به اندازه گلیمت قدم بردار! این واقعا در شروع استارت آپ صدق می کند.

۸- در کاری که انجام می دهید، بهترین باشید:

آیا مشکلی که شما آن را حل می کنید، بقیه نمی توانند آن را حل کنند؟ آیا شما سریع تر و بهتر آن را حل می کنید؟ در ایجاد یک استارت آپ نوپا به یاد داشته باشید که برجسته باشید و کاری را انجام دهید که دیگران نمی توانند. اگر استارت آپ شما شبیه به دیگران است خدماتی را ارائه دهید که ماورای خدمات دیگران باشد. همیشه دقت کنید که این ارائه خدمات است که مشتری برای شما خواهد آورد. پس همواره سعی کنید در خدماتی که به مشتریان و کاربران خود می دهید بهترین باشید.

۹- ایده خود را پالایش کنید:

در مسیر رسیدن به ایده ی خود، ایده هایی به ذهنتان می رسد که شما را از رسیدن به ایده ی اصلی باز می دارد، شاید آن قدر ایده ی خود را گسترش دهید که خود در آن گم شوید و مسئله اصلی نیز از یاد شما برود. پس به یاد داشته باشید بر روی ایده ی اصلی تمرکز کنید و ایده های فرعی در کار خود را، در ذهن خود بکشید. ترجیحا اهداف اصلی را بر روی یک بورد بنویسید، جایی که همیشه در دید باشند. تا هنگامی که یک ایده را به حد اعلا نرساندید به سراغ ایده های دیگر نروید.

۱۰- ایده ی خود را با کمال میل به اشتراک بگذارید:

آیا می ترسید که شخص دیگری ایده ی شما را اجرا کتد؟ آیا می ترسید کسی از ایده ی شما نمونه برداری کند؟ اول اینکه شما فکر می کنید که ایده ی شما فقط به ذهن خود شما رسیده است در حالی که مطمئتاً به ذهن افراد دیگری نیز رسیده است و تفاوت آن ها با شما در این است که آن ها این ایده را اجرا نکردند. دوم اینکه شانس اینکه کسی بتواند ایده ی شما را پیاده کند نزدیک به صفر است. پس نترسید و برای گرفتن نظرات مشتریان ایده ی خود را با آن ها در میان بگذارید. در این بین شما حرف هایی خواهید شنید که مسیر پیشرفتتان را به سرعت هموار خواهند کرد. خود من در مسیر ساخت استارت آپها همیشه پیشنهاد می کنم تا برای شروع کسب و کار فرم نظر سنجی ای مطرح شود و از بین افراد خبره در آن کسب و کار و افراد عادی نظرسنجی به عمل آید تا بهتر به نیازهای مشتریان اشراف داشته باشیم.

ویژگی های مدیر تبلیغاتی موفق

مدیریت تبلیغاتی در مجله سئو
مدیریت تبلیغاتی در مجله سئو

مدیریت تبلیغاتی یک حرفه ی منحصر به فرد است. شما در کسب و کار خود اگر دارای یک مدیر تبلیغاتی حرفه ای باشید مطمئنا کسب و کار شما رونق چشم گیری خواهد داشت. اما اگر مدیریت تبلیغاتی را جدی نگیرید، کسب و کار شما کم رونق باقی خواهد ماند. مدیریت تبلیغاتی یک دانش در خصوص شناخت بازار و نیاز مشتریان است که با استفاده از آن بشود کسب و کار مربوطه را به بالاترین فروش و استفاده مشتریان رساند.

در عرصه مدیریت تبلیغاتی، مدیران تبلیغاتی در رسانه های اجتماعی پتانسیل های زیادی دارند اما این خطر را هم دارند که وجهه کسب و کار را خراب کنند. چون به جای اینکه از شبکه اجتماعی بعنوان ابزاری برای تعامل با مشتریان و انتشار محتوای مفید استفاده کنند، به شدت بر راه اندازی کمپین های تبلیغاتی تمرکز می کنند.
در مدیریت تبلیغاتی شما مدیر تبلیغاتی هستید اگر این نشانه ها را داشته باشید:

  • غریزه شما تبلیغ کردن است. می خواهید در شبکه اجتماعی هر چیزی را تبلیغ کنید
  • تقریبا هر کاری که در شبکه اجتماعی انجام می دهید بخشی از یک کمپین تبلیغاتی است
  • همیشه راه های خلاقانه ای برای استفاده از شبکه های اجتماعی جهت تبلیغ دارید

نقاط قوت در مدیریت تبلیغاتی :

  • بسیار خلاق و پر از استراتژی های تبلیغاتی
  • شجاع در استفاده از شبکه اجتماعی برای ایجاد موج های تبلیغاتی پیشرو
  • نگاه استراتژیک به شبکه اجتماعی

نقاط ضعف در مدیریت تبلیغاتی :

  • تمایل بیش از حد به فروش در شبکه های اجتماعی
  • تمرکز بر کمپین های بزرگ تبلیغاتی و صرف وقت کمتر بر فعالیت های روزمره در شبکه اجتماعی
  • عدم تمرکز کافی بر ایجاد روابط بلندمدت و وفادارانه در شبکه های اجتماعی

ویژگی های یک مدیر موفق در شبکه اجتماعی

مدیریت شبکه های اجتماعی
مدیریت شبکه های اجتماعی

در مدیریت شبکه های اجتماعی یک مدیر، برعکس سایر انواع مدیران، کمتر تجربه کار در بازاریابی را دارد. معمولا جوان تر است و همراه با استفاده شخصی از شبکه های اجتماعی بزرگ شده است. در مدیریت شبکه های اجتماعی مدیر از قبل اکانت شخصی داشته و با اکانت شخصی در شیکه های اجتماعی فعال بوده و حالا می خواهد همان کار را برای کسب و کار خود و یا شرکتی که در آن کار می کند انجام دهد.

اینگونه مدیران زمان قابل توجهی را صرف پاسخ دادن به کاربران می کنند حتی اگر توسط آن ها تگ و خطاب نشده باشند. این یکی از نکات مهم و ارزشمند در مدیریت شبکه های اجتماعی است. پاسخگویی در صفحات شبکه های اجتماعی یعنی ارزش قائل شدن برای کاربران، این ارزش گذاشتن بازخورد 100 درصدی دارد، به طوری که برای شما چندین برابر بیشتر ارزش خواهد داشت، کاربران با دیدن پاسخ های شما علاقه مند به گفتگو با شما در شبکه های اجتماعی خواهند شد و این گفتگو ها زمینه ساز موقعیت های جدید خواهند شد.

در مدیریت شبکه های اجتماعی، یک مدیران موفق وجه اجتماعی رسانه را خیلی دوست دارند و تمایل دارند نگاه متفاوت و تازه ای به بازاریابی شبکه اجتماعی داشته باشند، زیرا خودشان را در اصل کاربر همین شبکه ها و یک مصرف کننده می دانند.

شما مدیر شبکه اجتماعی هستید اگر:

  • فالوئرها و اعضای زیادی در اکانت های شخصی خودتان دارید
  • همیشه از اولین افرادی هستید که از یک شبکه اجتماعی جدید استفاده می کنند
  • بخوبی می دانید که هر شبکه اجتماعی چه ویژگی های منحصر بفردی دارد

نقاط قوت در مدیریت شبکه های اجتماعی :

  • ذاتا از شبکه اجتماعی لذت می برید
  • می توانید از نگاه مشتری و مصرف کننده به بازاریابی شبکه اجتماعی نگاه کنید
  • می توانید ندای منحصر بفردی برای برندها ایجاد کنید که جمعیت زیادی را بخود جذب کند

نقاط ضعف در مدیریت شبکه های اجتماعی :

  • فقدان تجربه در بازاریابی آنلاین
  • عدم مهارت کافی در رویارویی با مسائل روابط عمومی یا بحران های مدیریتی
  • رویکرد غیر استراتژیک به مدیریت رسانه های اجتماعی

پربازدیدترین ها

بهینه سازی آدرس سایتvideo

0 2617
در این ویدئو به یک اصل مهم در آدرس دهی سایت اشاره می شود. شما توسط همین اصل و رعایت کردن این موضوع می...

مخصوص وردپرسی ها

پوسته عکاسی وردپرس

0 501
سانتونه یک پوسته وردپرس فوق العاده زیبا و حرفه ای برای نمایش نمونه کارها است. این پوسته وردپرس متناسب برای سایت های شخصی و...

وبمستر(مدیر سایت) هوشمند شوید

استارت آپ چیست

0 707
استارت آپ ، واژه‌ای که در سال‌های اخیر زیاد در مورد آن خوانده و شنیده‌ایم. حتی این موضوع وارد کشورمان نیز شده و بعضا...